Wednesday, March 3, 2010

شورای تهران تحکیم وحدت:‌ اجازه استیلای دیکتاتوری نظامی و دینی را بر این خاک گلگون نمی دهیم

شورای تهران دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای ضمن محکومیت تداوم بازداشت شمار زیادی از اساتید و دانشجویان، که برخی از آن ها ماه هاست در بند و در شرایط بلاتکلیفی به سر می برند، خواستار آزادی هر چه سریعتر اصحاب دانشگاه از زندان و بازگشت آن ها به خانه خود، دانشگاه،شد. متن کامل بیانیه به این شرح است:

انتشار فیلمی جدید از حمله سبوعانه نیروی انتظامی با همراهی و پشتیبانی نیروهای لباس شخصی به دانشجویان بیگناه و بی پناه کوی دانشگاه تهران پرده غمبار دیگری بود از جنایات متعدد و متنوع اقتدارگریان طی ۸ ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری، پرده ای غمبار از مظلومیت دانشجویان و دانشگاهیان در این دیار. دیاری که دانشگاه و دانشگاهیانش هر روز بیشتر از روز قبل طعم تلخ سرکوب و تحقیر را می چشند. این فیلم که مشخص نیست بنا بر کدام مصلحت از پرده اقتدارگریان برون افتاده در دل تاریکی شب به روشنی نشان می دهد که چگونه گارد ویژه نیروی انتظامی با حمایت نیروهای لباس شخصی بر دانشجویان یورش می برد.نیروهای نظامی آن چنان بر خوابگاه دانشجویان هجوم می برند و از فتح خود احساس سرور و شادمانی می کنند که گویا سد دشمن قسم خورده خود را شکسته اند و به قلعه اش راه یافته اند. با چنان قساوت و عداوتی بر سر و بدن دانشجویان می زنند که گاه این قساوت صدای نیروهای خودی حاضر در صحنه را هم درمی آورد. با چنان حقد وکینه ای دانشجویان مضروب را مجبور به خوابیدن بر زمین می کنند که اگر از کشته پشته ساختن برایشان دشوار است لااقل زنده ها نقش مردگان را برایشان بازی کنند تا بدین صورت عطش قساوت شان وعقده هایشان قدری تسکین یابد.صورت مسئله، همانند حملات چندین بار گذشته به کوی دانشگاه تهران، کاملا روشن و آشکار است. نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی، که امروز بر همگان مشخص است وابسته به کجا بوده و پشتیبانشان چه کسانی هستند، نه به صورت خودسرانه که مشخصا و آشکارا با دستورات صریح فرماندهی ارشد و طی برنامه ای از قبل چیده شده به دانشجویان بی پناه و بیگناه حمله می کنند. این بار نیز مانند دفعات پیش حمله به کوی دانشگاه در تقبیح ظاهری و محکومیت لفظی ریاکارانه شماری از اصحاب حاکمیت خلاصه شد. کمیته هایی جهت بررسی ماجرا و مجازات خاطیان تشکیل شد که مانند دفعات پیشین تاکنون هیچ گزارش و نتیجه ای از تحقیقات به عمل آمده اعلام نشده است. اصولا مشخص نیست تحقیقی صورت پذیرفته است یا نه.در سالیان گذشته نیز دانشجویان در جای جای ایران به طور عموم، و دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه تهران، به طور خاص، طعم چنین حملاتی را خصوصا در سال های ۷۸ و ۸۲ چشیده بودند. چرا که با وجود همه سرکوب ها همواره این دانشجویان بودند که در مقابل ظلم و استبداد قد علم کرده و خواب را از چشم اقتدارگرایان ربوده و همواره خار چشم استبداد بوده اند تنها تفاوت امروز و دیروز در این است که دیروز دانشجویان در جبهه آزادیخواهی و عدالت طلبی افراد کمتری را در کنار خود می دیدند اما امروز ملتی به پا خواسته است.دیروز بهای بالا گرفتن پیراهن خونی همکلاسی چندین ماه شکنجه بود و در نهایت دریافت حکم اعدام. اما امروز به کلاس درس حمله می برند و استاد را از کلاس بیرون می کشند و بازداشت می کنند. پس از چند ماه یکی را روی تخت بیمارستان تحویل خانواده اش می دهند و یکی را از گفتگوی نیمه زنده خبری صداوسیما روانه منزل می کنند. دیگری را از بستر بیماری کشان کشان به بازداشتگاه می کشانند و با حالی زار و نزار ماه ها بدون هیچ گونه توجیهی در محبس نگاه می دارند تا این گونه گوی سبقت نامردمی از دست یکدیگر بربایند.ماه ها چندین دانشجوی بیگناه را در زندان به بند کشیده اند و به اقسام تهمت های بی اساس متهم کرده اند و احکام رنگارنگ در محکومیت حق طلبی شان صادر کرده اند تا اگر در خاموش نمودن شعله اعتراضات مدنی مردم ناتوان می نمایند لااقل به وظیفه سرکوب خود تام و تمام و به نیکی عمل کرده باشند تا در منازعات درونی شان محکوم به کم کاری نشوند. روزی بر سر دانشجویی چادر می کشند و با شادمانی تصاویر غیرقابل باورش را منتشر می کنند، یکی را تنها به جرم این که فریاد برآورده که “تحصیل حق اوست” به تهمتی تهی به بیش از یک دهه حبس محکوم می کنند. حتی این همه را کافی نمی شمارند و برای زهر چشم گرفتن دانشجوی ۲۰ ساله را عامل “جنگ با خدا” و “فساد در زمین” برمی شمرند و به کمتر از اعدام برای او راضی نمی شوند.در همین راستا طی چند ماه، ۸ عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، که اعضای آن طی چندین سال گذشته به خوبی با طعم زندان و حبس آشنایند، به بهانه های مختلف و گوناگون بارها و بارها بازداشت شده اند. تا اقتدارگرایان بدین روش به خیال خود شعله آزادیخواهی این تشکل دانشجویی را از سرچشمه خفه کنند. غافل از آن که سرچشمه جوشان دفتر تحکیم وحدت نه شورای مرکزی که دانشجویان پرشور و آزادیخواه عضو آن است و اعضای شورای مرکزی سمبل و نماد روشن این چشمه جوشان و شعله فروزان هستند. شعله ای که در ده سال گذشته در مقابل تمام فشارها و ترفندها سربلند به حق خواهی خود ادامه داده است و پس از این نیز همین گونه خواهد بود.شورای تهران دفتر تحکیم وحدت ضمن محکومیت تداوم بازداشت شمار زیادی از اساتید و دانشجویان، که برخی از آن ها ماه هاست در بند و در شرایط بلاتکلیفی به سر می برند، خواستار آزادی هر چه سریعتر اصحاب دانشگاه از زندان و بازگشت آن ها به خانه خود، دانشگاه، است. انجمن های اسلامی عضو این شورا مصرا خواستار لغو احکام سنگین و بی پشتوانه حقوقی و قانونی صادره برای دانشجویان و اساتید طی چندین ماه گذشته، خصوصا صدور حکم ننگین اعدام برای یک دانشجوی بیگناه دانشگاه دامغان، می باشند.شورای تهران دفتر تحکیم وحدت ضمن محکومیت مجدد حمله ددمنشانه نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم و بازداشت دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه،خواستار شناسایی، معرفی به مردم و مجازات فرماندهان وآمران نیروهای حمله کننده به کوی دانشگاه بوده و تعلل بیش از این دستگاه های مسئول در این زمینه، خصوصا قوه قضاییه و کمیته پیگیری مجلس، را تنها به منزله تایید این قساوت ها و ددمنشی ها از سوی این نهادها و تلاش برای سرپوش گذاشتن چندین باره بر این گونه حرکات از سوی ایشان می داند.در نهایت نسبت به تکرار سناریوی نخ نما و مهوع اعتراف گیری و صدور احکام سنگین برای اعضای دربند شورای مرکزی هشدار داده و تاکید میکنیم که این اعمال همانگونه که تاکنون بی اثر بوده از این پس نیز کوچکترین تاثیری در اراده خلل ناپذیر و مستحکم دانشجویان آزادیخواه و آزاده این مرز و بوم برای بسط عدالت ، دموکراسی و حقوق بشر نخواهد داشت و همچنان خواب آشفته مستبدان را آشفته تر خواهیم کرد و اجازه استیلای دیکتاتوری نظامی و دینی رابر این خاک گلگون نخواهیم داد.

شورای تهران دفتر تحکیم وحدت
هشتم اسفند ماه ۱۳۸۸

مصطفی میرابراهیمی 22 ساله از دستگیر شدگان در زیر شکنجه به شهادت رسید

بنا به گزارشات رسیده، مصطفی میر ابراهیمی پس از تحمل شش ماه رنج و فشار در زندان در زیر شکنجه به شهادت رسید. وی متولد سوم اسفند۶۶ در تهران بود . مصطفی شش ماه پیش بر سر مزار "ندا" توسط مأموران سپاه دستگیر و به محل نامعلومی برده شد. ...دوستانش که همراه وی بودند خبر دستگیری او را به خانواده اش می دهند، اما طی شش ماه تلاش و جستجو هیچ اطلاعی از وی به خانواده اش ندادند. نام وی در هیچ زندان و بازداشتگاه رسمی ثبت نشده بود. تا این که پس از شش ماه، چند روز پیش از طرف پزشکی قانونی جهت تشخیص چهره، پدرش را فرا می خوانند. پدر مصطفی فرزندش جوان شهید را می شناسد اما پیکر پاکش را تحویل پدر و خانواده اش نمی دهند. ماموران رژیم هیچ خبری در مورد شهادت وی و محل آن به خانواده نداده و گفته اند که خودشان تدفین را انجام داده و پس از آن تنها نشانی محل دفن را خواهند گفت...

بازهم رنگ های عجیب برای پرچم رسمی کشور در مراسمی رسمی ؛ آقایان این رنگ مشکی هم انعکاس نور است ؟




بازهم رنگ های عجیب برای پرچم رسمی کشور در مراسمی رسمی ؛
آقایان این رنگ مشکی هم انعکاس نور است ؟

شفاف : برای چندمین در طول هفته های گذشته باز هم در مراسمی که عالی ترین مقام اجرایی کشور در آن حضور داشت ، پرچم جمهوری اسلامی ایران با رنگهایی خلاف قانون اساسی به نمایش گذاشته شد .

این در حالی است که پیشتر و در چندین مراسم این شائبه پیش آمده بود که رنگ سبز پرچم به رنگ آبی در آمده است که البته مسئولان مربوطه در دفتر رئیس جمهور مدعی شدند این آبی شدن عمدی نیست ، بلکه انعکاس نور است . آنها برای اثبات ادعای خود گفتند اصل بنر هم موجود است !

اما این بار رنگی به پرچم جمهوری اسلامی ایران اضافه شده است که معلوم نیست این رنگ از کجا آمده است و بازهم رنگ سبز پرچم تحت الشعاع رنگی دیگر و این بار رنگ مشکی قرار گرفته است

این در حالی است که مطابق اصل 18 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران « پرچم رسمی ایران به رنگهای سبز و سفید و سرخ با علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار «الله اکبر» است. » .

اما اگر بپذیریم که در جلسات پیشین رنگ سبز تبدیل به رنگ آبی نشده و انعکاس نور سبب چنین شائبه ای شده است . این بار اضافه شدن رنگ مشکی بالای رنگ سبز پرچم را چگونه باید توجیه کرد ؟


تصاویری از آنچه که گفته می شود انعکاس نور در رنگ پرچم بوده است :


.

حکم اعدام و محاربه برای یک دانشجو

حکم اعدام و محاربه برای یک دانشجو

شبکه جنبش راه سبز(جرس): حکم اعدام یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه دامغان تایید شد.

به گزارش ندای سبز آزادی در پرونده این دانشجوی ۲۰ ساله محکوم به اعدام به سخنان آیت‌الله مکارم شیرازی در خصوص محارب بودن حرمت‌شکنان روز عاشورا استناد شده است و این سخنان به عنوان یک فتوای شرعی تلقی گشته و بر اساس آن حکم اعدام صادر گشته است و در دادگاه تجدید نظر تایید شده و هر لحظه امکان اجرای آن وجود دارد.

روز گذشته دادستانی انقلاب طی اطلاعیه‌ای تأیید حکم اعدام این جوان ۲۰ ساله در دادگاه تجدید نظر را اعلام کرد. محمدامین ولیان، عضو فعال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان و ستاد انتخاباتی دانشجویی میرحسین موسوی در این شهر، برآمده از خانواده‌ای مذهبی و انقلابی است، همواره مواضعی در چارچوب قانون اتخاذ کرده است و هیچ‌گونه وابستگی فکری و تشکیلاتی به گروه‌های معاند نظام جمهوری اسلامی و تشکل‌های غیرقانونی ندارد و تنها با اتهام در دست داشتن سنگ در روز عاشورا بازداشت شده است.

ولیان فردی مذهبی، متدین و با مواضع اصلاح‌طلبانه است و صدور حکم اعدام برای او با استناد به یک عکس موجی از بهت و حیرت و نگرانی را در میان خانواده مذهبی و دوستان و آشنایان این دانشجوی خوش‌خلق و نجیب ایجاد کرده است.

مظلومیت ولیان و عذاب وجدان دانشجوی بسیجی

گفتنی است چند روز پیش از بازداشت محمدامین ولیان شبنامه‌ای مبنی بر شرکت او در تظاهرات اعتراض‌آمیز روز عاشورا در تهران توسط طیفی از دانشجویان افراطی وابسته به بسیج دانشجویی در دانشگاه پخش شد که طی آن خواهان برخورد جدی نیروهای امنیتی و مسئولین دانشگاه با وی شده بودند. پس از انتشار این شبنامه محمدامین ولیان بازداشت و به تهران منتقل شد و در دادگاه متهمان روز عاشورا به محاربه و افساد فی‌الارض متهم گشت.

جالب اینجاست که مظلومیت او چنان آشکار بوده‌است که پس از محکومیت او به اعدام همان دانشجوی بسیجی که مطالب شبنامه را تنظیم و او را معرفی کرده دچار عذاب وجدان شده و برای درخواست لغو حکم اعدام او اقدام به گردآوری امضا از دانشجویان دانشگاه خود کرده است. ریاست دادگاه محمدامین ولیان را قاضی صلواتی برعهده داشت و او را به محاربه، افساد فی‌الارض، اجتماع و تبانی جهت انجام جرائم علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و توهین به مقامات ارشد نظام متهم کرد.

بنا به گزارش خبرگزاری ایسنا محمدامین ولیان در جلسه دادگاه خود گفت: «من وقتی در زندان بودم در تلویزیون دیدم که سران بزرگ اصلاحات در این دادگاه ایستاده‌اند.» مطلبی که حاکی از تحت فشار قرار دادن وی و دادن اخبار دروغ و کذب توسط بازجویان به او است. گفتنی است در این دادگاه امین ولیان هیچ یک از اتهامات را نپذیرفت و حتی نماینده دادستان در پاسخ به ولیان و وکیل تسخیری وی که اتهام محاربه و افساد فی‌الارض را رد کردند، به طور غیرمستقیم از ایراد این اتهام به این فعال دانشجویی دانشگاه دامغان عقب‌نشینی کرد و گفت: «در باب محاربه اختلاف نظر زیادی وجود دارد که این موضوع جای بررسی دارد و تصمیم با ریاست دادگاه است».

همچنین گفتنی است در این دادگاه در مورد بیانیه‌های انجمن اسلامی دانشگاه دامغان و دفتر تحکیم وحدت و همچنین برگزاری مناظره انتخاباتی بین مصطفی تاج‌زاده و اسماعیل گرامی مقدم به وی اتهاماتی وارد شد. ولیان در جریان دادگاه فقط پذیرفت که در تظاهرات برای دفاع از خود و به دلیل عصبانی ناشی از اقدامات وحشیانه نیروهای نظامی و لباس شخصی در سه مرحله سنگ پرتاب کرده است، اما این سنگ‌ها به کسی آسیب نزده است و از دادگاه خواست که بررسی کنند که چرا احساسات و نارضایتی او به این شکل بروز کرده است.

او همچنین اعلام کرد که در راهپیمایی‌ها شعار “مرگ بر دیکتاتور” سر داده است. محمدامین ولیان از روز بازداشت تاکنون هیچ‌گونه ملاقاتی با خانواده و امکان انتخاب وکیل تعیینی و ملاقات با وی نداشته است و مستقیما از سلول انفرادی در بازداشتگاه‌های نامعلوم اطلاعات سپاه به دادگاه منتقل شده است.

فاطمه کروبی به معاون وزیر ارشاد نامه نوشت

فاطمه کروبی به معاون وزیر ارشاد نامه نوشت

فاطمه کروبی دبیر مجمع اسلامی بانوان به توقیف نشریه ایراندخت واکنش نشان داد.

به گزارش آتی نیوز، فاطمه کروبی طی نامه‌ای انتقادی خطاب به محمدعلی رامین این رفتار را غیرقانونی دانسته و اعلام کرده است که پی‌گیری قضایی خواهد کرد.


در این نامه به موارد زیر اشاره شده است:



۱ - اینجانبه فاطمه کروبی متاسفم از اینکه این روزها باید داد از فراموشی قانون و حاکمیت تمامیت خواهی جریانی برآورم که هیچ حرکتی را تحمل نمی‌کنند، وقتی همسرم به سنت همیشه برای تجدید بیعت با آرمان‌های امام در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور می یابد با باتوم و گاز فلفل به او حمله می‌کنند و در همان جا فرزندم علی را دستگیر کرده و مورد آزار، کتک و شکنجه قرار می‌گیرد و مورد سخیف‌ترین و زشت‌ترین فحش‌ها و توهین‌ها نسبت به خود و خانواده قرار می‌گیرد و هیچ گروهی مسئولیت چنین برخوردی را نمی‌پذیرد، جالب آنکه دادستان هم اظهار بی‌اطلاعی می‌کند در حالی که در آخرین مرحله او را به یکی از مراکز نیروی انتظامی می‌برند که موبایلش تا چند روز پیش در آنجا بود.

۲-روز یکشنبه گروهی بی نام و نشان با عنوان همیشگی ستادهای خودجوش مردمی با بلندگو و فریادهای مکرر در مقابل منزل مسکونی و استیجاری‌مان در ساختمان ۵ طبقه‌ای در خیابان نیاوران که تنها در یک طیقه آن ما سکوت داریم، تجمع کرده و با فریادها و پرتاب کردن اشیایی چون گوجه و تخم مرغ به سمت ساختمانی که محل رفت و آمد دیگر همسایگان ماست به ایجاد رعب و وحشت میان سایر ساکنان محله پرداختند. گروهی که چنین فریاد برمی‌آوردند و خواستار برخورد با مهدی کروبی بودند گویی فراموش کرده‌اند که آقای کروبی سالهاست که نسبت به چنین بی‌مهری‌هایی در دوران مبارزه با رژیم پهلوی و چه در نظام جمهوری اسلامی عادتی دیرینه دارند و از این سخنان سخیف و بی محتوای عناصری معلوم‌الحال صحنه را خالی نخواهند کرد. جبهه رسانه‌ای تمامیت‌خواهان ،حقوق‌بگیران اجیر شده را خانواده معزز و محترم شهدا نامیدند که لازم است یادآوری شود این خانواده‌ها دارای شأن و منزلت و مورد احترام همه هستند، اگر لازم باشد فیلم و حرکات این اوباش را منتشر خواهم کرد .

۳- اینک باید تاسف بخورم به حال کشور و دولتمردانش که حتی تحمل تنها روزنه های تنفس عرصه نقد از سوی مطبوعات را هم ندارند . دیگر جای تاسفی باقی نمی‌ماند برای آنکه مرگ مجله‌ام "ایران دخت" ‌۹ ساله ام را به نظاره بنشینم که در طول این سالها فقط دو مورد تذکر داده شده و رعایت هم نمودیم چرا که مدت هاست فریاد خاموشی "قانون " ‌را می‌شنوم . اما امروز اینکه " ایران دخت "‌ را نه به جرم ناکرده مطبوعاتی اش بلکه به اتهام عدم التزام مجمع اسلامی بانوان به قانون اساسی! به مسلخ بردند انتظار نبود . مجمع اسلامی بانوان که از سال ۲۰/۹/۷۷ سیاسی شده، از تشکلهای فعالی بوده که در عرصه های مختلف اعم از سیاسی،اجتماعی و فرهنگی نقش به سزایی داشته و در بین احزاب ،امتیاز سوم یا چهارم را از وزارت کشور کسب نموده است.

۴- متاسفم که باید بگویم مجله ایراندخت با پیشنهاد فردی بسته شد که علی‌رغم ادعاهایش مبنی بر آنکه با فرهنگ دموکراسی آشنایی دارد هیچ اعتقادی به آزادی ندارد. مجله ایران دخت با پیشنهاد جناب محمد علی رامین بسته شد که دو روز قبل از آنکه چنین تصمیمی اعلام شود طی تماس تلفنی با اینجانبه با ادبیاتی زشت و ناپسند گفتند "‌اگر آقای کروبی در هر کشور دیگری بود باید اعدام می شد "‌ به نظر می رسد جناب رامین که سخت‌ترین روزهای انقلاب و دوران جنگ تحمیلی را در اروپا سیر می‌کردند و این روزها به نحو عجیبی انقلابی؛ البته از نوع خود شده‌اند؛ نه تنها می‌خواهند آقای کروبی را به عنوان فردی که از سال۱۳۴۱به مبارزه برای پیروزی انقلاب اسلامی پرداختند به پای چوبه دار در نظام جمهوری اسلامی ببرد بلکه مجله ایراندخت را در جلسه‌ای که متعلق به جریان فکری نزدیک به ایشان است بی هیچ بهانه ای و شاید تنها بدان دلیل که مورد اقبال و خواست عمومی قرار گرفته بود به تعطیلی می کشاند و آن را اعدام می‌کند.
در پاین این نامه خاطب به محمدعلی رامین آمده است:
اما اکنون من به آقای رامین و دیگر همفکرانشان می‌گویم که هیچ‌گاه نمی توانید اندیشه‌ای را به مسلخ ببرید و اعدام کنید، تفکر و اندیشه همواره می‌ماند و این گونه رفتارهای غیرقانونی و غیر معقول محکوم به شکست است از آنجا که دستور صادره علیه ایراندخت غیرقانونی صادر گردیده ،مجمع اسلامی بانوان به شکایت قضایی از این رفتار اقدام خواهد کرد و امیدوارم دستگاه فضایی مطابق وظیفه ذاتی خود به تظلم رسیدگی کرده و اجازه ندهند قوه مجریه حقوق و آزادیهای اشخاص حقیقی و حقوقی را به همین سادگی پایمال کنند.

Sunday, February 28, 2010

افسردگی شدید دکتر تاجیک پس از مصاحبه ی تحمیلی

طبقه بندی: سایر
اختصاصی جرس/ افسردگی شدید دکتر تاجیک پس از مصاحبه تحمیلی

شبکه جنبش راه سبز (جرس): دکتر محمدرضا تاجیک به افسردگی شدید مبتلا شده است، اعصابش به شدت بهم ریخته و تحت جدی ترین معالجات پزشکی قرار گرفته است.
تاجیک استاد دانشگاه شهید بهشتی و از مشاوران سیاسی میرحسین موسوی است که بهمن ماه بازداشت شد و زیر فشار فزاینده مجبور به اجرای مصاحبه فرمایشی از تلویزیون حکومتی ایران شد.
به گزارش خبرنگار جرس از تهران اجرای این مصاحبه تحمیلی که این استاد علوم سیاسی را مجبور کرده بودند علیه یافته های یک عمر دانش سیاسیش سخن بگوید و به نحوی از تدبیر مقام معظم رهبری حمایت کند چنان در روح و روان او تأثیر منفی گذاشته که از ملاقات با هر کسی می گریزد و روزانه زیر نظر پزشک مقادیر زیادی دارو مصرف می کند.
خانواده تاجیک روزهای دشواری را سپری می کنند