Wednesday, March 31, 2010

پیام تسلیت سید محمد خاتمی به مناسبت درگذشت همسر آیت الله فقید منتظری


پیام تسلیت به مناسبت درگذشت همسر آیت الله فقید منتظری
سید محمد خاتمی در پیامی درگذشت همسر آیت الله العظمی منتظری رضوان الله علیه را به بیت آن فقیه علامه و مجاهد نستوه تسلیت گفت. متن کامل این پیام در پی می آید:بسم الله الرحمن الرحیمجناب حجت الاسلام والسلمین آقای حاج شیخ احمد منتظریدرگذشت بانوی بافضیلت، فداکار و پرهیزکار، سرکار والده مکرمه را به جناب عالی و همه بستگان داغدار تسلیت عرض می کنم.اینک و پس از رحلت خسارت بار فقیه علامه و مجاهد نستوه حضرت آیت الله العظمی آقای منتظری رضوان الله علیه در سوگ عزیزی ماتم زده اید که با دل گشاده و ضمیر روشن و مقاومت ستودنی رنجهای دوران مبارزه و مجاهدت پیش از انقلاب را تحمل کرد و نیز با سعه صدر و شکیبایی درخور تقدیر، درد هجران شهید والامقام حجت الاسلام والمسلمین محمد منتظری را با تسلیم در برابر تقدیر حضرت حق بر خود هموار نمود و در همه حوادث شکیبا بود.از خداوند منان برای آن فاضله پرهیزکار و برای والد معظم علو درجات و برای بازماندگان معزز صبر و اجر و سلامتی و برای جناب عالی طول عمر توأم با عزت و توفیق خدمت به اسلام و انقلاب و ایران مسألت می کنم.سید محمد خاتمی7 فروردین 1389

گفتگوی روزانه ی محسن سازگارا - دوشنبه 9 فروردین 2569


درود
دوشنبه 9 فروردین 1389 – 29 مارچ 2010 میلادی
امروز درباره 8 موضوع صحبت می کنیم.
موضوع اول: تشییع جنازه همسر آیت الله منتظری در قم
دیروزتشییع جنازه همسرآیت الله منتظری درقم انجام شد. اما به قول جمعیت هزاران نفری که شرکت کرده بودند، "تشییع بی جنازه، این هم یه ظلم تازه".یعنی حکومت جنازه مرحومه همسرآقای منتظری را دزیده بودند برده بودند و تا گورستان تحویل ندادند ولی مردم ترجیح دادند که ولو بی جنازه درمسیری که خانواده اعلام کرده بودند تشییع جنازه انجام بدهند. سواراتوبوس های حکومت هم نشدند. عملا در خیابان "چهارمردان" قم به شکل یک تظاهرات حرکت کردند وشعارهایی مثل "عزاعزاست امروز، ملت سبزایران صاحب عزاست امروز" وسایرشعارهای جنبش سبزرا سردادند. پاره ای علامتهای جنبش سبزمانند علامت "وی" وعکس های آقای منتظری را نشان دادند. درگیری هایی هم درحرم شد، عکس آقای خامنه ای را بعضی ها خواستند بالا ببرند که مردم گرفتند پاره کردند، به مردم حمله کردند ونهایتا هم آن طورکه سایت آیت الله منتظری می گوید 30 نفررا دستگیر کردند. این حرکت آن هم درایام تعطیلات نوروزی به حکومت نشان داد که هرچقدرهم بخواهد ظلم وخشونت بکند، نمی تواند مردم را بازبدارد ازمقابله ای که به هربهانه ای با حکومت می کنند و مهراراده خودشان را می کوبند.
موضوع دوم: احکام سنگین برای دانشجویان عضو "شورای دفاع ازحق تحصیل"
"شورای دفاع ازحق تحصیل" ازپاره ای ازبچه هایی که ستاره دارشده بودند وازتحصیل محروم شده بودند - بچه هایی که جزء بهترین و بافکرترین و باهوش ترین فرزندان این مملکت هستند - تشکیل شده بود. اعضای این شورا بعدازانتخابات دستگیرشدند و درشعبه 26 دادگاه انقلاب به ریاست آقای"پیرعباسی" شروع کردند که احکام سنگین به آنها بدهند.
آقای "ضیا نبوی" سخنگوی شورا که از 25 خرداد تا الان درزندان است به 15 سال حبس محکوم شده وجالب است که خود قاضی اعتراف کرده که 10 سال آن را وزارت اطلاعات بهش گفته بابت ارتباط با سازمان مجاهدین خلق برای آقای نبوی ببرد. درحالیکه خود آقای نبوی گفته با وجودی که فشارزیادی آوردند و شکنجه کردند و کتک زدند که همچین چیزی را گردنش بگذارند، هرگزگردن نگرفته است. این هم شده ترفند جدید آقایان اطلاعاتی ها که برای اینکه حبس های طولانی مدت بدهند به طورواهی ارتباط با پاره ای سازمانها مثل مجاهدین خلق را درپرونده می گنجانند وسعی می کنند به دروغ بباورانند.
آقای "مجید دری" که از 18 تیرماه گذشته درزندان است، به 11 سال زندان محکوم شده که مجددا 10 سال آن به خاطرارتباط با سازمان مجاهدین خلق است که بازهم صحت ندارد.
خانم "مهدیه گلرو" که از 13 آذرماه ازهمین شورا درزندان است با مشکلات جسمی وعفونت روده دست وپنجه نرم می کند وخیلی ها نگران حکم اوهستند.
خانم"شیوانظرآهاری" که 100 روزاست که دربازداشت به سرمی برد وغیراز عضویت درشورای دفاع ازحق تحصیل، ازفعالین حقوق زنان وحقوق بشراست و دانشجوی فوق لیسانس مهندسی عمران است نگرانی برای حکمی که درانتظارش است شدت گرفته است.
"پیمان عارف" عضودیگراین شورا است که ازمدرسه تیزهوشان فارغ التحصیل شده. ابتدا مهندسی می خواند بعد به رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران رفت وازشاگردان درخشان وبا استعداد وخوش قلم وخوش فکربود که اوهم از 28 خرداد گذشته درزندان است. یک سال حبس برایش بریده اند بعلاوه یک ونیم سال تعلیقی که قبلا برایش بریده بودند اضافه کرده اند ومحرومیت ابد ازروزنامه نگاری وعضویت درهر حزب و گروه سیاسی.

"حسام سلامت" شاگرد اول کنکوردکترای جامعه شناسی که جامعه شناسی دانشگاه تهران قبول شده بود، از 30 خرداد گذشته درزندان است و به دوسال حبس تعزیری محکوم شده است.
"سعید جلالی فر" که از 9 آذرماه دستگیر شده وازفعالین حقوق بشرودفاع ازکودکان کاروخیابان هم است دستگیرشده دیگراین جمع است.
"زهراتوحیدی" و"علیرضا خوشبخت" که درچند ماه اخیردستگیرشده بودند.
همانطور که دیده می شود بچه هایی که به نمایندگی ازجمع بزرگی ازدانشجویان ودانش آموختگانی که طی سه چهارسال گذشته ستاره دارشان کرده اند وازتحصیل محرومشان کردند (وهمه شان ازدرخشان ترین وبا استعدادترین بچه های مملکت ایران هستند) درزندان به سرمی برند واین حکومت استعدادکش ودشمن علم ودانش به جانشان افتاده وبا احکام قلابی سعی دارد که آنها را درزندان نگه دارد.

موضوع سوم: تعداد دیگری اززندانیان سیاسی که بلاتکلیف درزندان هستند.
آقای "علی بی کس" که دکترای تاریخ دارد وجرمش همکاری با ستاد تبلیغات آقای موسوی است نیز از 24خرداد ماه گذشته درزندان به سر می برد وهنوزبلاتکلیف است. همین طورآقای "محمدصادق جوادی حصار" روزنامه نگار باسابقه وخوشنام ایران که اوهم سه ماه است که به جرم طرفداری ازآقای کروبی دستگیر شده وهنوزاثری ازتعیین تکلیف اونیست. "رضاخندان" عضو هیئت مدیره هیئت دبیران کانون نویسندگان و "میتراعالی" دانشجوی دانشگاه شریف و"علیرضا پیروزی" گروه های دیگری هستند که چندین ماه است که درزندان هستند وهمچنان بلاتکلیف هستند.
موضوع چهارم: اعلام عدم تمایل اتحادیه عرب به صحبت با حکومت ایران
بعد ازپیشنهاد"عمرموسی" دبیر کل اتحادیه عرب که "خوب است کشورهای عربی با ایران صحبت بکنند"، روزگذشته وزیرخارجه مصراعلام کرد که راجع به این پیشنهاد پشت درهای بسته دراجلاس سران عرب صحبت شد و تصمیم براین است که کشورهای عربی تمایلی به صحبت با ایران ندارند. به این ترتیب پیشنهاد آقای عمرموسی - که حکومت ایران خیلی هم روی آن سروصدا کرده بود که شاید به این ترتیب ازانزوایی که دچارآن است به این ترتیب بیرون بیاید - رد شد ودرکنفرانس سران عرب مصوبه ای به دست نیامد.
نکته دیگردرهمین رابطه این است که آقای"سجادی" سفیر ایران درمسکودر مصاحبه ای گله کرده ازاین که چرا وقتی که ایران می گوید که نمی خواهد سلاح اتمی تولید کند، رهبران روسیه حرف ایران را باورنمی کنند؟ وچرا روسیه ازقطعنامه های تحریم ایران تا به حال پشتیبانی کرده وهم صدا با کشورهای غربی شده؟ به نظرمی رسد که باهمه نوکری که حکومت ایران برای روسیه می کند وهمه دست بازی که روسیه درسپاه پاسداران ودستگاه اطلاعاتی ایران دارد و عملا خیلی اوقات مشاوراین آقایان برای سرکوب مردم ایران است، اما به دلیل منافع بزرگتری که دارد وارتباطاتی که با آمریکایی ها دارد و زدوبندها وبده بستان هایی که با سایرکشورهای غربی دارد، اکنون پشت ایران را خالی کرده که داد سفیرایران هم درآمده ومثل یک بچه حکومت ایران را به بازی گرفته.
موضوع پنجم: سوء استفاده حکومت ایران ازاسم پلیس بین اللمل برای بار دوم
ایران سوء استفاده ازاسم پلیس بین اللمل را برای باردیگر تکرارکرد. یک باردر جریان برخورد با دکتر"آرش حجازی" به دروغ ایران ادعا کرد که پرونده ای را برایش تشکیل داده و به پلیس بین اللمل داده که بعد پلیس بین اللمل تکذیب کرد. اخیراهم در "پرس تی وی" اعلام کرده که برای آقای "احمد باطبی" و"کیوان رفیعی" دوتن ازفعالین حقوق بشرپرونده تشکیل داده وبه پلیس بین اللمل داده که بازهم درتماسی که با پلیس بین اللمل گرفته شد معلوم شد که این حرف از بیخ دروغ است. به هرصورت بهتراین نمی شد آبروی پلیس ایران وآبروی نداشته دستگاه قضایی ایران را برد.
موضوع ششم: تجمع خانواده زندانیان سیاسی
تجمع خانواده های زندانیان سیاسی دیشب درمقابل زندان اوین بود که مجددا این تجمعات شروع شده.
موضوع هفتم: ضمیمه شدن مقاله اعتصابات به برنامه امروز
مقاله "اعتصابات" نوشته"جرمی ویچر" که قبلا معرفی شده وضمیمه برنامه امروزبرایتان ارسال می شود. چرا که داریم وارد فازدوم مبارزه می شویم که فلج سازی حکومت است که روزهای بعد راجع به آن صحبت می کنیم.
موضوع هشتم: درباره "سیزده به در" است که می ماند برای فردا.
تا فردا شاد و پیروز و موفق باشید.
به امید پیروزی ایران و ایرانی.

Friday, March 26, 2010

پیام نوروزی کروبی

بسم الله الرحمن الرحیم
سال جدید و نوروز باستانی را به هموطنان در سراسر جهان، ایرانیان عزیز، پارسی زبانان و به کل آنهایی که نوروز را برگزار می کنند، تبریک می گویم و از خداوند منان،بزرگی عظمت، استقلال، آزادی، عدالت و رفاه همه را خواستارم.
متاسفانه سال جاری سال خوبی نبود، سالی بود همراه با مشکلات، دشواریها سختی ها تلخیها، هم از نظر اقتصاد و تورم که مردم با همه وجودشان دشواریها و تنگناهای اقتصادی را احساس کردند و از طرف دیگر به خاطر یک انتخابات پرشوری، به جای اینکه از آنها سپاس و تقدیر بشود، وقتی سرنوشت انتخابات را – که نظارت و اجرا برای اولین بار کاملا با هم هماهنگ بودند – را دگرگون کردند، مردم متین و ساکت به صورت ملیونی اعتراض کردند و به جای اینکه به خواسته های آنها رسیدگی کنند، با آنها برخورد کردند، جمعی به شهادت رسیدند، برخی زیر شکنجه کشته شدند، به طور بی سابقه ای، هزاران انسان زندانی شدند. از مسئولین جمهوری اسلامی در سطوح بالا عده زیادی زندانی شدند. مطبوعات و روزنامه ها تعطیل شدند، خبرنگاران به طور بی سابقه ای روانه زندان شدند. همه متاسف شدند و به خواسته ها عمل نشد.
اساس این قضیه و ماجرا و حادثه تلخ به خاطر این بود که جمعی تن به قانون ندادند و به مصالح نظام فکر نکردند و پافشاری کردند بر اینکه اگر کسی غیر از آن چیزی که ما می گوییم بگوید، فتنه گر است، آشوبگر است و وابسته به بیگانه است. در حالی که خود آنها هم می دانستند که خواسته ، خواسته های مردم و مشروع است و همه این افراد چهره و شخصیتشان در راه نظام و جمهوری اسلامی هستند. متاسفانه با این کار نظام را تضعیف کردند و تازه متهم کردند که شما بر علیه نظام کار می کنید.
ما می گوییم، نظام یعنی چه؟ اول نظام را معنا کنیم. آیا نظام به معنی ارزشها، نظام یعنی ۷۵ میلیون جمعیت ، نظام یعنی قانون اساسی، نظام یعنی جمهوری اسلامی است؟ ما مطمینا طرفدار نظام هستیم و فدایی نظام و برای منافع ملی و کشور و اسلام و جمهوری اسلامی حاضریم جان خود را هم بدهیم. و ما معتقدیم ظرفیت قانون اساسی وسیع است و همه را در بر می گیرد وکشتی نجاتی است که ۷۵ میلیون در آن سوارند. این را نظام می گوییم.
اما اگر منظور از نظام، فرد یا دسته خاصی است که یک جمع کوچکی را درون خودش جا می دهد، مثلا روحانیونش آقای جنتی، یزدی، مصباح، شجونی، طائب، رسایی، حسینیان، سید احمد خاتمی ، حسنی امام جمعه ارومیه، … باشند، یا نفراتش قاضی مرتضوی، محمود احمدی نژاد، الهام، نقدی، مرندی، جلال الدین افغانی، … باشند، اگر منظور از نظام این است، ما مخالف این جور نظام هستیم، مخالف نظامی که در حد یک قایق است. آن موقع کشتی نظام را باید یک قایق کوچک بنامیم که جمع کوچکی را درون خودش جا داده است. ولی جمهوری اسلامی ، جمهوری وسیع و گسترده است و قابل اینکه همه جمعیت ها با همه اندیشه های گوناگون پذیرایش باشند و در آن زندگی کنند.
من در همین جا عرضم را خاتمه می دهم و توفیق همه را از خداوند خواستارم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

پیام نوروزی میرحسین موسوی

قافله ی به هم پیوسته ی شهدا

فرا رسیدن موسم سبز بهاری و عید ملی نوروز را به همه ملت تبریک می‌گویم. جا دارد به ویژه از خانواده شهدا و رزمندگانی که برای استقلال کشور دفاع کردند و از خانواده جانبازان و همه کسانی که آسیب دیدند، یاد کنم و شهدا و آسیب‌دیدگان سال ۸۸، چون این قافله به هم پیوسته است و سرنوشت این شهدا را در طول تاریخ کشور به هم پیوسته می‌دانم. اگر امروز ایرانی سرافراز و ملتی آزاد داریم ناشی از این فداکاری‌ها و رنج‌ها است.شهدا زندگان واقعی هستند. نزد خدا روزی می خورند و در سرنوشت ما تاثیر می گذارند. طبیعی است که مردم خواستار حفظ حرمت این خانواده ها باشند.

تبریک به ایرانیان داخل و خارج از کشور ایرانیانی با هویت همبسته

جا دارد به اقشار، اقوام، قومیت‌ها، فرهنگ‌ها و جناح‌ها و همه ملت تبریک عرض کنم به ویژه جا دارد امسال از ایرانیان خارج از کشور نیز یاد کنم. ملت ما به هم پیوسته هستند و این از برکات جنبش سبز است. دامنه این جنبش آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته به هویت عمیق ایرانی، اسلامی، ایرانی می‌دانند و برای انقلاب و عظمت و پیشرفت کشور زحمت می‌کشند و سعی می‌کنند در سرنوشت کشور و میهن خود مشارکت داشته باشند به ویژه جوانان داخل و خارج از کشور، گروهی که بیشترین قربانی‌ها و خسارت را دادند.

در سال جدید یاد و یار خانواده شهدا و آسیب دیدگان باشیم

تا جایی که من اطلاع دارم نسل سوم و چهارم ایرانیان خارج از کشور درست مثل جوانان داخل ایران، در حال فعالیت هستند و در این فرصت سال جدید را به همه آنان تبریک می‌گویم. خانواده‌های آسیب‌دیدگان و شهدا در این باره نقش والایی داشته‌اند و جا دارد ملت عزیز ما در سال جدید، به ویژه در روزهای اول سال یار این خانواده‌ها باشند و به طور مناسب، در دیدارها امکان دلگرمی آنان را فراهم آورند.

سالی که بر ما رفت…

سالی که گذشت برای ملت ما سال ویژه‌ای بود. ملت عزیز ما شاهد شور و هیجان وسیعی به خاطر انتخابات بودند و آنچه زیبا بود محبت مردم به یکدیگر و صفوف متحد مردم از همه جناح‌ها بود که دراین سال شاهد بودیم. این انتخابات می‌توانست به یک جشنواره بزرگ برای ملت تبدیل و سرآغاز حرکت جدید در تاریخ کشور شود. این حرکت منجر به حضور گسترده مردم در پای صندوق‌های رأی شد و شما به طور وسیع و بی‌سابقه در این انتخابات شرکت کردید و عزم خود را برای تغییر، دگرگونی و استقلال کشور و حاکمیت عدالت و آزادی نشان دادید. اما پاسخی که به این حضور داده شد متأسفانه منجر به این شد که در فاصله کوتاهی پس از انتخابات مردم با شعار «رأی من کجاست» و یا «رأی من را پس بده» به خیابان‌ها آمدند. ریشه این مسئله از روز ۲۲‌خرداد شروع شد. هنوز ساعت ۵ نشده بود که یکی از ستادهای مهم انتخاباتی بنده مورد حمله قرار گرفت و ساعت ۸ شب ستاد مرکزی انتخابات اینجانب نیز مورد حمله قرار گرفت و تا فردا صبح چند بار تیتر روزنامه کلمه سبز با حضور نیروهای امنیتی عوض شد.

پاسخی از سوی حاکمیت که در شان ملت ایران نبود

وضعیتی که پیش آمد یک ذهنیت را برای مردم در مورد عدم مدیریت صحیح و اسلامی انتخابات شکل داد که ریشه بسیاری از اتفاقات در کشور شد. دنباله موضوع، پاسخی بود که به اعتراضات داده شد که این پاسخ در خور عظمت، آزادگی و سرافرازی ملت ما نبود. جنایات کهریزک، مسئله خوابگاه‌های دانشجویی، کشتار ۳۰ خرداد و حتی ۲۵ خرداد و حوادث بعدی از جمله روز عاشورا، مورد انتظار مردم کشور ما نبود.

اگر مسئله سیاسی بود باید به شیوه سیاسی حل می‌شد و مردم باید اقناع می‌شدند و به مردم توضیح می‌دادند. اما اینگونه نشد و پاسخ‌ها درخورشان نبود. یکی از به یادماندنی‌ترین روزهای این جریانات، روز ۲۵ خرداد بود که ملت به صورت گسترده در این روز حضور پیدا کردند و آن را به روز تعیین‌کننده‌ای در تاریخ کشور تبدیل کردند. آن روز همواره شهادت خواهد داد که روحیه مردم در روزهای پس از انتخابات چگونه بود.

مردم چه می خواستند؟

مردم به صورت مسالمت‌آمیز در حالی که شعارهای ملی و اسلامی می‌دادند و بدون ایجاد هیچ‌گونه تنش، رأی و نظر خود را اعلام کردند و ما انتظار داشتیم پاسخی درخور این روحیه لطیف ملت داده شود اما اتفاقات بعدی آن را نشان نداد و ما شاهد برخوردهایی از نوع دیگر بودیم که مسئله را دشوار کرد.
در ۲۲ خرداد مردم می‌خواستند با شرکت در انتخابات آزاد در سرنوشت خود سهیم باشند و آینده را خود شکل بدهند اما اتفاقاتی که بعداً افتاد منجر به بیداری در میان ملت ما شد. ملت اشکالات و انحرافاتی را کشف کردند و مطالبات جدیدی با طیفی وسیع شکل گرفت. این روند از خواسته‌هایی مثل رأی و تعیین تکلیف انتخابات آغاز و به مطالبات دیگر رسید. آنچه جنبش عظیم سبز با تعاملی که بین افراد شکل داد نتیجه‌گیری کرد که همه مطالبات در تحقق اهداف قانون اساسی و آن هم بدون تنازل باید تجلی یابد و این امر تبدیل به شعار گسترده‌ای شد که اکثریت هم آن را قبول کردند.

نادیده گرفتن بخشی از قانون اساسی بی معنا کردن همه آن است

حقیقت این است که این شعار اهمیت فوق‌العاده‌ای برای سرنوشت کشور ما دارد. قانون اساسی یک میثاق ملی است. بدون آن ما وحدت نداریم بلکه هرج و مرج داریم و دورنمای تاریکی داریم. قانون اساسی مجموعه‌ای به هم پیوسته است و باطل کردن بخشی از آن یا تضعیف آن سایر بخش‌ها به مثابه بی‌معنا ساختن آن است.
قانون اساسی را باید یکپارچه دید. زمانی که قانون اساسی تدوین شد، حتی آن کسانی که آن عناصر را تدوین می‌کردند برای آن که انسجام قانون آسیب نبیند، مقدمه‌ای برای آن تهیه کردند که اهمیت آن هم زیاد است. در تمام اینها اصول به یک مجموعه از ارزش‌ها، خواست‌ها و مطالباتی یکپارچه تأکید می‌شود که نمی‌توانند از هم جدایی بگیرند. اکنون هم مردم که مشکلات اجرایی، سیاسی و انتخاباتی و .. را دیدند راه حل را در این می‌بینند که راه گشودن به آینده درخشان برای ملت بازگشت به قانون اساسی آن هم بدون دخالت دادن سلایق سیاسی است.

عقب نشینی از اجرای بی تنازل قانون ؛ خیانت به ایران و اسلام

مطالبه ای که از آن کوتاه نمی آییم…

اگر اصلی از قانون اساسی ایراد هم دارد باز هم راه اصلاح آن معلوم است و باید با نظر مردم و مطابق سازوکارهای موجود در قانون اساسی اصلاح شود. اینگونه نیست ما بتوانیم حق داشتن رسانه‌های آزاد و یا آزادی‌های مطرح در قانون اساسی، یا انتخابات آزاد، غیرگزینشی و رقابتی، عدم تجسس بر احوال مردم و وارسی نامه‌های مردم را بنا به مصلحت خود و برخلاف قانون اساسی در کشور جاری کنیم و فکر کنیم می‌توانیم یک نظام منظم داشته باشیم و مشکلات را حل نماییم.
سال ۸۹ با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم. بخشی از آن به شکل‌گیری این مطالبات بازمی‌گردد که مطالبات به حقی است و راه عظمت ملت، رستگاری تمامی جناح‌ها و مسیر پیشرفت ملت است و این مطالبات ادامه خواهد یافت و سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقب‌گرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا می‌دانیم. ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمی‌توانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.

با همه مشکلات کاش نظام اجرایی کار آمد بود

در کنار این مسئله، مشکلات دیگری نیز وجود دارد که قبلاً هم بود و امسال تشدید می‌شود که امیدوارم اینگونه نشود. دورنمای اقتصادی کشور دورنمای روشنی نیست و من از این مسئله خشنود نیستم. دوست می‌داشتم که علی‌رغم تمام مسائل و مشکلات یک کارآمدی را در نظام اجرایی برای حل مشکلات می‌دیدم ولی آن را نمی‌بینم. پیش‌بینی رشد اقتصادی در سال ۸۹، رشد بسیار کمی است معنای این روند در کنار کاهش سرمایه‌گذاری، به معنای بیکاری و فقر وسیع است و انبوه قشرهای مستضعف و لاغر شدن طبقات میانی که پیش روی ما است. از طرف دیگر به دلیل نبود سیاست‌های روشن، ماجراجویی و بی‌تدبیری وضعیت پیرامونی ما، وضعیت خوبی نیست و یک وضعیت تهدیدکننده علیه ما شکل گرفته است. ما بدترین حالت را در سیاست خارجی و روابط بین‌الملل داریم و به نظر می‌رسد سایر تحریم‌ها و فشارهای بیشتری را شاهد باشیم.

جنبش سبز دامنه امواج خود را گسترش دهد

در این شرایط جا دارد جنبش سبز اول فکر کند که دامنه امواج خود را به همه اقشار، قومیت‌ها و استان‌ها بکشاند و در عین حال اصل‌ جاودان تکافل اجتماعی–اسلامی را زنده کند. به مردم، همسایگان و محلات باید با تولید کار، اشتغال و کمک رسیدگی کنیم و انواع راه‌های دیگری که در این ارتباط پیش روی مردم قرار دارد.

ساده تر زندگی کنیم به همنوعان کمک کنیم مشکلات مردم را کم کنیم

زندگی‌ها را ساده‌تر کنیم و با کم کردن تشریفات بیشتر به فکر مردم باشیم و بتوانیم مقدار زیادی از مشکلاتی که تصور می‌شود مردم با آن روبرو می‌شوند را کم کنیم. رسیدگی به خانواده شهدا و آسیب‌دیدگان و رفت و آمد با آنها، یقیناً هم موجب رضایت حضرت حق خواهد بود و هم باعث می‌شود نور امیدی بتابد.

راهی که گریزی از آن نیست…

اراده ملت باید تجلی کند بترسید از پشت کردن به خواست مردم

من اعتقاد دارم راه عظمت ملت ما از این مسیر می‌گذرد و یقیناً ملت امیدوار است که این راه را برود و چاره‌ای نداریم تا این راه را برویم و انشاء‌الله خداوند ما را به نتیجه قطعی خواهد رساند چرا که ملت خواسته غیرعادی ندارد. یک انتخابات درستی که گزینشی نباشد که عده‌ای درجه دو انتخاب کنند و عده‌ای از روی انتخاب آنها، انتخاب کنند درخور شأن ملت ایران نیست. ملت ایران، ملتی بزرگ، پیشرفته و متمدن است و درست نیست مثل یک ملت غیرمتمدن و نادان با آن برخورد شود و برای او تعیین تکلیف کنند. اجازه دهید افکار و اندیشه‌های ملت و اراده ملی آنان حضور تجلی یابد و یقیناً اسلامی خواهد بود و نتایجی خواهد داشت و ایران پیشرفته و آباد توأم با عدالت و آزادی را برای ما به ارمغان می‌آورد.نباید بترسیم، باید از پشت کردن به خواسته‌های ملت هراس داشته باشیم .

نیایش روح الله از زبان فرزند رو ح الله

این سخنان را با یک دعا از حضرت امام(ره) پایان می‌برم که مناسبتی با وضعیت کنونی ما هم دارد.
حضرت امام(ره):
بارالها، تو خود شهدای ما را در جوار رحمت خود جای گزین. و معلولان ما را شفا و مفقودان و اسیرانمان را به دامان خانواده‌هایشان بازگردان و به همه ما صبر و توفیق عنایت فرما.

برای دریافت فایل صوتی پیام نوروزی مهندس موسوی می توانید در اینجا کلیک کنید
در راستای پیشنهاد های مردمی برای دریافت نسخه موبایل پیام های نوروزی مهندس موسوی و دکتر زهرا رهنورد تیم فنی کلمه این امکان را ایجاد کرده تا در راستای هر شهروند یک رسانه و کمک به گسترش آگاهی امکان دریافت نسخه موبایل پیام ها فراهم گردد.
برای

Thursday, March 25, 2010

پیام نوروزی شاهزاده رضا پهلوی

هم میهنانم، آزاد زنان و آزاد مردان ایرانزمین:
فرارسیدن کُهن یادگار ایران باستان، عید فرخندۀ نوروز، و آغاز بهار زندگی و پویایی طبیعت را به شما شادباش می گویم. یقین دارم که جشن های سرورآفرین نوروزی و آئین های فرح بخش باستانی را با دل های لبریز از امید برگزار خواهید کرد. آرزو دارم بتوانید آن چنان که باید به استقبال این بزرگ ترین نماد ایران جاویدان رَوید و عهد خویش را برای پاسداری از میراث های ارزنده ای که از نیاکانمان برجای مانده است تجدید کنید.
امسال عید نوروز را باید بیشتر از همیشه بزرگداشت، چه جهانیان نیز بزرگش داشته اند. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در قطعنامه ای به اتفاق آراء عید نوروز باستانی را، به عنوان عید دوستی و صلح میان همۀ انسان ها و نماد زیبایی و نوزایی طبیعت، روزی متعلق به جهان شناخت.
واقعیت آن است که امروز جهانیان نه تنها عید ملی ما بلکه مردم آزادی خواه و مسالمت جوی ایران را، یعنی شما هم میهنان مبارزم را، بزرگ می دارند و تلاش پیگیرتان برای دستیابی به زندگی در آزادی و امنیت و در آشتی و صلح با همۀ مردم جهان را تحسین می کنند.
هم میهنان عزیزم:
سالی که گذشت شاهد تجلی تازه و حیرت انگیزی از عشق دیرینۀ شما به آزادی و ارادۀ استوارتان به ادامۀ پیکار تا پیروزی نهایی بود. در سراسر پهنۀ سرزمین کُهن سال وطن، از مرد و زن، پیر و جوان، همبسته و متحد به دفاع از آزادی ها و حقوقتان برخاستید و چشم مردم جهان را به اراده و دلاوری خویش و عظمت پیکار مسالمت جویانه تان خیره کردید و فصل تازه و بی نظیری در تاریخ جنبش آزادی خواهانۀ خود گشودید. از همین روست که یقین دارم نوروز امسال طلیعۀ روزگاری نو برای همۀ شما خواهد بود؛ روزگاری که در آن ایرانی آزاد قد برافرازد و در جهان به اعتبارو احترامی رسد که شایستۀ آن است.
به امید فرارسیدن آن روزگار، نوروز و سال نو بر همۀ شما عزیزانم پیروز و خجسته باد.
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

Friday, March 19, 2010

مجتبا گهستونی را آزاد کنید


Sunday, March 14, 2010

افشای اسامی ۱۹۲ زندانی سیاسی اوین توسط مامور امنیتی

به گزارش تحول سبز،

این اطلاعات شامل اسامی۱۹۲ نفر از زندانیان سیاسی که تا روز ۱۸ اسفند در بازداشتگاه اوین بسر می برده اند ، می باشد . در این میان نام بسیاری از زندانیان گمنام نیز به چشم میخورد .

گفتنی ست که لیست کامل دستنویس این اسامی توسط یکی از ماموران اطلاعاتی شاغل در بند امنیتی ۲۴۰ زندان اوین به دست این خبرنگار رسیده است .

اسامی منتشره بدین شرح می باشد:

۱-مهرداد اصلانی فرزند غلامرضا
۲-امیر اصلانی فرزند غلامحسین
۳-حسین اصغری فرزند رجبعلی
۴-وحید اصغری فرزند محمد
۵-محمدرضا اسماعیل زاده فرزند قاسم
۶-عباس اسفندیاری فرزند رضا
۷-نصیر اسدی فرزند ناصر
۸-علی ارشدی فرزند حسین
۹-بهمن احمد امویی فرزند جعفر
۱۰-محمدرضا احمدی فرزند قاسم
۱۱-مجتبی احمدی فرزند عباس
۱۲-سینا احمدی فرزند فرید
۱۳-اکبر اجدادی فرزند علی
۱۴-ارسلان ابدی فرزند عباس
۱۵-ساسان آقایی فرزند علی
۱۶-غلامرضا آزادی فرزند ابولقاسم
۱۷-ایمان آذریان فرزند ابولقاسم
۱۸-محمد آذری ارشتاب فرزند جواد
۱۹-بهزاد آذرهوشنگ فرزند غلامرضا
۲۰-مجید آذربایجانی فرزند محمد
۲۱-طوفان آدمی فرزند اصغر
۲۲-علیرضا بانک فرزند جواد
۲۳-حمزه باغبان فرزند مجید
۲۴-حسین باستانی نژاد فرزند شریف
۲۵-سید مسعود باباپور فرزند سید علی اکبر
۲۶-حمیدرضا ایزدیاری فرزند حسین
۲۷-علیرضا ایرانشاهی فرزند احمد
۲۸-هادی امینی فرزند حسن
۲۹-شهاب اکبرزاده فرزند جهانبخش
۳۰-جعفر اقدامی فرزند باقر
۳۱-رضا افشار فرزند جان محمد
۳۲-حسین .... {اعظمی} فرزند مهدی
۳۳-حسین اعتمادی فرزند محمد
۳۴-فرهاد اطلسی فرزند محمدحسین
۳۵-فتاح سبحانی فرزند اسماعیل
۳۶-سجاد ساوه فرزند علیرضا
۳۷-داوود زمزم فرزند مهدی
۳۸-علی زاهد فرزند محمد
۳۹-ایمان زارعی فرزند رضا
۴۰-میثم ریخته گری فرزند علی اکبر
۴۱-مسلم روشنی فرزند صابر
۴۲-حامد روحی نژاد فرزند محمدرضا
۴۳-میلاد رمضانی فرزند حسین
۴۴-رضا رفیعی فروشان فرزند حاجی بابا
۴۵-ناصر رضایی نوین فرزند نبی
۴۶-مجید رضایی فرزند حسن
۴۷-علیرضا رضایی فرزند احمد
۴۸-آرمان رضاخانی فرزند محمدرضا
۴۹-احمد رشیدی نیا فرزند ابوالقاسم
۵۰-محمدجواد رشاد فرزند عباس
۵۱-جواد رحیمی فیروز فرزند مرادعلی
۵۲-محمد رحیمی فرزند عبدالرحیم
۵۳-محمدعلی رباطی فرزند عبدالرحیم
۵۴-منوچهر ذبیحی فرزند ماشاءالله
۵۵-علی ذاکری فرزند حسن
۵۶-محسن تگمه چین فرزند علی
۵۷-جمشید صادق الحسینی فرزند احمد
۵۸-فرزاد شفیعی بهشتی فرزند محسن
۵۹-یقوتیل شائولیان فرزند یوسف
۶۰-علی اکبر سیادت فرزند حسین
۶۱-داوود سلیمانی فرزند احمد
۶۲-حسن سرچاهی فرزند یدالله
۶۳-ساسان ستارزاده فرزند غلامرضا
۶۴-مهرداد سپه وند فرزند جهانبخش
۶۵-مرتضی سبزعلیان فرزند ابوالقاسم
۶۶-فتاح سبحانی فرزند اسماعیل
۶۷-ابراهیم مددی فرزند رمضان
۶۸-فرزاد مددزاده کرکری فرزند عبدالعلی
۶۹-سهیل محمدی نصیر محله فرزند ناصر
۷۰-سعید محمدی فرزند علی
۷۱-حمید رضا محمدی فرزند عزیز
۷۲-امیر محمد فرزند علی
۷۳-ذاکر محمدی فرزند جورا
۷۴-داوود محمدبیگی فرزند علی اکبر
۷۵-معین محمدبیگی فرزند فرود
۷۶-محمدرضا مجاودی فرزند محمد
۷۷-سعید متین پور فرزند مرتضی
۷۸-عبدالرحمن ماهوش محمدی فرزند محمود
۷۹-جواد ماه زاده فرزند محمد
۸۰-جواد لاری فرزند علی
۸۱-نیما لطیف التجار فرزند ابوالقاسم
۸۲-مهدی کلاری فرزند رضا
۸۳-امین کشاورز فرزند امامعلی
۸۴-نادر کریمی جونی فرزند رضا
۸۵-متین کریمی فرزند محمد
۸۶-نوراحمد نظری غلام فرزند رسول
۸۷-جلیل نصیری فرزند سیدخان
۸۸-سید جلال الدین نبوی فرزند سید شهاب
۸۹-سید ضیاءالدین نبوی فرزند سید علی اکبر
۹۰-سید مهدی میرعربشاهی فرزند سید محمود
۹۱-محسن میرزایی نظر فرزند محمد
۹۲-جمشید میرزایی فرزند یارمحمد
۹۳-ابوذر مهرانی فرزند مسیح الله
۹۴-امید منتظری فرزند حمید
۹۵-حجت الله ملکی فرزند حبیب الله
۹۶-سعید ملک پور فرزند حسین
۹۷-غلامرضا مکعیان فرزند عزیزالله
۹۸-مجید مقیمی فرزند محمدعلی
۹۹-داوود مقدم فرزند سلیمان
۱۰۰- مهدی مرتضی پور فرزند مرتضی
۱۰۱- مهدی ثیایی فرزند محمد
۱۰۲- امیرحسین توکلی فرزند وحید
۱۰۳- ناصر تقی زاده فرزند محمود
۱۰۴- رضا تقوی فرزند غلامعلی
۱۰۵- حسام ترمسی فرزند حمید
۱۰۶- آرش ترابی فرزند مرتضی
۱۰۷- مهدی تاجیک فرزند داوود
۱۰۸- حمید پیروزفام فرزند صمد
۱۰۹- علی پرویز فرزند حسن
۱۱۰- میثم بیک محمدی فرزند رحیم
۱۱۱- علی بی کس فرزند محمدحسین
۱۱۲- علی بهزادیان نژاد فرزند علی اصغر
۱۱۳- بهروز بهرامی فرزند داوود
۱۱۴- احمد بهرامی فرزند حمید
۱۱۵- بابک بردبار فرزند اردشیر
۱۱۶- رسول بداقی فرزند کلبعلی
۱۱۷- جابر دشتی فرزند حسن
۱۱۸- مجید دری فرزند حسن
۱۱۹- یاشار دارالشفاء فرزند ابراهیم
۱۲۰- عباس خلیلی درمنی فرزند حسن
۱۲۱- اردشیر خزری فرزند جواد
۱۲۲- محسن خاکی فرزند علی
۱۲۳- رضا خاری سخی فرزند عباس
۱۲۴- حیدرعلی حیدری فرزند ایمان
۱۲۵- مسعود حسینی لواسانی فرزند مرتضی
۱۲۶- روزبه حسین تهرانی فرزند احمد
۱۲۷- رامین حسین تهرانی فرزند احمد
۱۲۸- هامون حسن نژاد... فرزند محمد
۱۲۹- سعید حسن زاده فرزند سلیمان
۱۳۰- محمد حجتی فرد فرزند محمدعلی
۱۳۱- محمدعلی حاج آقایی فرزند رجبعلی
۱۳۲- شاهد حائری فرزند حسین
۱۳۳- مجتبی چرامین فرزند حسن
۱۳۴- خشایار جهانزاد فرخی فرزند اردشیر
۱۳۵- محسن جعفری فرزند محمدحسین
۱۳۶- میلاد فدانی اصل فرزند حمید
۱۳۷- کریم فتح علیزاده فرزند یوسف
۱۳۸- مهدی فتاح بخش فرزند هادی
۱۳۹- نصرالدین غلامی فرزند افضل
۱۴۰- آبتین غفاری فرزند محمداسماعیل
۱۴۱- رضا عظیمی فرزند ... {حیدر
۱۴۲- احمد عسگری فرزند عباس
۱۴۳- علیرضا ... {نحر آباد} فرزند محمد مهدی
۱۴۴- محسن عبدی فرزند حجت الله
۱۴۵- فرامرز عبدالله نژاد فرزند رحیم
۱۴۶- محمد عبدالقیاس فرزند امرالله
۱۴۷- ناصر عبدالحسینی فرزند غلامرضا
۱۴۸- بهزاد عباسی فرزند پرویز
۱۴۹- محمود عامری فرزند ربیع
۱۵۰- مجید طیاری فرزند علی
۱۵۱- مهران صفوی فرزند رضا
۱۵۲- صمد صبری زاده فرزند غلام گل
۱۵۳- سیامک صالمیان فرزند رمضانعلی
۱۵۴- کیومرث صادقی فرزند امیر
۱۵۵- احمد کریمی فرزند محمود
۱۵۶- محمدصادق کبودوند فرزند محمد سعید
۱۵۷- کیارش کامرانی فرزند محمد
۱۵۸- سید نوید کامران فرزند سیدجلال
۱۵۹- عباس کاکائی فرزند حسین
۱۶۰- جعفر کاظمی فرزند بهرام
۱۶۱- ایوب قنبرپوریان فرزند شاه علی
۱۶۲- پویا قربانی فرزند فرهنگ
۱۶۳- حمید ... { قاسمی } فرزند غلامحسین
۱۶۴- ابوالفضل قاسمی فرزند احمد
۱۶۵- آرش قاسمی فرزند حسین
۱۶۶- علی قاسمی فرزند قدرت الله
۱۶۷- زبیر فیضی فرزند علی
۱۶۸- فهیم فولادی فرزند یونس
۱۶۹- پیام فنائیان فرزند فرهنگ
۱۷۰- حسین فرجی فرزند علی
۱۷۱- محمد یوسفی فرزند علی
۱۷۲- محمد یوسف رشیدی فرزند صفر
۱۷۳- امید یاوری فرزند غلامرضا
۱۷۴- حامد بازرلو فرزند غلامرضا
۱۷۵- محمدامین ولیان فرزند عبدالرضا
۱۷۶- فرهاد وکیلی فرزند محمد سعید
۱۷۷- شهروز وزیری فرزند مظاهر
۱۷۸- مهرداد ورشویی فرزند ناصر
۱۷۹- محمدعلی وحیدی فرزند علی
۱۸۰- حسین واحد فرزند علی
۱۸۱- بهزاد هوشمندموید فرزند تورج
۱۸۲- علی نیکخو فرزند قهرمان
۱۸۳- آرش نوری فرزند یدالله
۱۸۴- امید نوروزیان فرزند عزت الله
۱۸۵- مصطفی نوروزی فرزند اصغر
۱۸۶- سعید نورمحمدی فرزند عبدالباقی
۱۸۷- سامان نورانیان فرزند صمد
۱۸۸- حسین نورانی نژاد فرزند عباس
۱۸۹- حسن سی سختی فرزند حسین
۱۹۰- سعید .... فرزند نور الدین
۱۹۱- عبدالرحمن سنگانی فرزند حیدر

۱۹۲- مهدی محمودیان فرزند هوشنگ

Friday, March 12, 2010

تشکيل شوراي فتوا توسط خاتمي دروغ است

کواکبيان:
تشکيل شوراي فتوا توسط خاتمي دروغ است

شايعه اي مبني بر آنکه خاتمي به همراه موسوي خوئيني ها در صدد تشکيل شوراي فتوا است همانند خبر ممنوع الخروج شدن ايشان دروغ و کذب است . دبير کل حزب مردم سالاري در گفت وگو با آريا گفت: مساله ممنوع الخروج شدن خاتمي را من دنبال کردم و معلوم شد اين قضيه از اساس غلط بوده است. مدير مسئول روزنامه مردم سالاري در پايان افزود: معلوم نيست اين شايعه هاي صد در صد نادرست از چه محلي با چه نيتي توليد مي شود.

هر حکومتي که پايه هاي مردمي نداشته باشد پايدار نمي ماند

هاشمي رفسنجاني:
هر حکومتي که پايه هاي مردمي نداشته باشد پايدار نمي ماند

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام تاکيد کرد: در زمان فعلي با رشد و گسترش رسانه ها، هر حکومتي که پايه هاي مردمي نداشته باشد پايدار نمي ماند.
به گزارش ايلنا،آيت الله اکبر هاشمي رفسنجاني در ديدار با روسا و اعضاي شوراهاي اسلامي شهرها و شهرستان هاي استان تهران با اشاره به يک دهه تجربه ارزشمند شوراها در کشور; گفت: سپردن امور به مردم که شوراها يکي از تبلورهاي واقعي آن است مي تواند بسياري از مشکلات دولت ها در اداره کشور را حل نمايد.
وي افزود: در دموکراسي رازي نهفته است که بر اساس آن با برگزاري هر انتخاباتي حزب يا احزاب برنده، يک ضربه گير براي آن نظام سياسي محسوب مي شوند و در صورت عملکرد نادرست منتخبان، بسياري از مسئوليت ها بر دوش احزاب برنده در انتخابات است و نظام ها آسيبي نمي بينند.
هاشمي رفسنجاني تصريح کرد: اسلام جايگاه يژه اي براي نقش مردم در حکومت قائل است و آموزه هاي امام راحل نيز مردم را از پايه هاي اصلي حکومت مي داند و در زمان فعلي با رشد و گسترش رسانه ها، هر حکومتي که پايه هاي مردمي نداشته باشد پايدار نمي ماند. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، قدرت شوراها را در بسياري از کشورهايي که سابقه طولاني در اين موضوع دارند بسيار وسيع عنوان کرد و گفت: محدود کردن اختيارات قانوني شوراها در کشور، به تضعيف شوراها منجر مي شود و قدرت پاسخگويي آنها به توقعات مردم را کاهش خواهد داد که اين يک آسيب جدي براي جايگاه اين نهاد است. آيت الله هاشمي رفسنجاني، اطلاع رساني در کار شوراي شهرها را مهم عنوان کرد و گفت: اگر مردم به طور کامل در جريان وظايف، اختيارات و فعاليت هاي شوراها قرار گيرند توانايي حل مسائل و مشکلات توسط شوراها افزايش مي يابد و استفاده از ابزار رسانه هاي نوشتاري و سمعي و بصري براي تحقق اين امر بسيار مهم است.
در ابتداي اين ديدار آقايان خوارزمشاهي رئيس شوراي اسلامي استان تهران، فدايي سخنگوي شوراي عالي استان ها، همتي رئيس شوراي اسلامي شهرستان دماوند و حجت الاسلام حسيني رئيس شوراي اسلامي شهرستان ورامين هر کدام به اختصار مطالبي را در خصوص مشکلات شوراها بيان کردند.

با پرکردن شکم مردم نمي توانيم يک اقتصاد خوب داشته باشيم

محسن رضايي در جمع خبرنگاران:
با پرکردن شکم مردم نمي توانيم يک اقتصاد خوب داشته باشيم

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت:با پرکردن شکم مردم نمي توانيم يک اقتصاد خوب داشته باشيم.
به گزارش ايلنا،محسن رضايي در حاشيه مراسم بزرگداشت رسول ملاقلي پور در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوال خبرنگار ايلنا مبني براينکه دولت در سال آينده بايد چه مسائلي را در اولويت کار خود قرار دهد ،گفت:به نظر من سال آينده سالي است که دولت بايد به مباحث اقتصادي توجه جدي بکند ما امسال عقب ماندگي هايي در سرمايه گذاري اقتصادي داشتيم و بايد در سال آينده اين عقب ماندگي ها جبران شود. وي با اشاره به طرح هدفمند کردن يارانه ها گفت: از طرفي قانون هدفمند کردن يارانه ها بايد با دقت بيشتري انجام شده و بيشتر بايد به سمت ايجاد اشتغال و درآمد پايدار براي مردم سوق داده شود و نه اينکه تصور کنيم با پرکردن شکم مردم مي توانيم يک اقتصاد خوب داشته باشيم از اين رو به نظر من سال آينده دولت مي تواند توجهات مهمي به سوي شکوفايي اقتصادي داشته باشد و وضعيت سال گذشته را جبران کند. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره زمان اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها نيز گفت : هرچه زمان اجراي اين طرح دير شده است اما امروز مهم اين است که اين طرح با هدف ايجاد اشتغال و در امد براي جوانان و مردم ساماندهي شود. وي ادامه داد:مهمتر اينکه نام اين طرح هدفمند کردن يارانه ها است اما چه نوع هدفمندي مهم است، پيشنهاد من به دولت اين است که هدفمند کردن يارانه ها را به سمت اشتغال و درآمد هدايت کند. رضايي در پاسخ به سوال خبرنگار ديگري درباره طرح کاهش روابط با انگليس گفت: اين که به کشورهاي مختلف نشان دهيم صبر و تحمل ما يک حد معيني دارد و آنها نمي توانند از نجابت مردم ايران سو»استفاده کنند امر مثبت و فکر خوبي است اما مهم اين است که اين طرح چگونه و به چه شکل باشد. وي ادامه داد: يک شکل اين طرح مي تواند اين باشد که در مجلس مطرح شود اما به نظر من بايد نظر وزارت امور خارجه نيز اخذ شود در اين طرح يک اقدام جمعي مي تواند مناسب باشد چرا که تک محوري در اين طرح مضر است. رضايي در پايان گفت: اينکه ايران بخواهد نشان دهد صبر و تحملش حد معيني دارد،يک ابتکار و تاکتيک مناسبي است.

رويارويي مردم سالا ري با قبيله سالا ري

رويارويي مردم سالا ري با قبيله سالا ري

نويسنده : ناصرالدين قاضي زاده

اگر فرصت هاي قانوني برابر و بي طرفي متوليان امور در هر انتخاباتي رعايت شود، دولت هاي برآمده از آراي اکثريت قادر خواهند بود، فراتر از ادعاهاي رنگارنگ در قامت حاکميت دموکراتيک ظاهر شوند.
برگزاري دومين انتخابات پارلماني در عراق، به رغم ضريب اندک امنيت، نقطه عزيمتي براي استقرار دمکراسي در هرم سياسي چند وجهي و ترکيب جمعيتي ناهمگون در عراق به حساب مي آيد.
تمرين دموکراسي در کشورهاي منطقه سابقه چنداني ندارد. البته غير از ترکيه که از سابقه طولا ني تري در برگزاري انتخابات واقعي و حضور فعال احزاب در رسانه هاي آزاد برخوردار است، هيچ يک از کشورهاي عربي که به صورت آراي عمومي اداره مي شوند از ساز و کارها وزير ساخت هاي لا زم در عملياتي کردن انتخابات سالم برخوردار نيستند.
نگاهي کوتاه به ساختار اجتماعي و هرم جمعيتي عراق نشان داده است که ترکيب ناهمگون مذهبي، قوميتي و قبيله اي عراق همواره امکان دستيابي به وحدت ملي را با تهديد مواجه ساخته و جايگاه آراي مردم را در فرايند آزاد به چالش مي کشد.
اما برخلا ف ريشه دار بودن عصبيت هاي قومي و مذهبي در عراق، برخي ائتلا ف هاي مبتني بر عقلا نيت سياسي، اميدهاي تازه اي ايجاد کرده است که بخشي از مردم عراق با عبور از بلوک بندي هاي سنتي، مرحله جديدي از همگرايي را رقم زده اند، اين گرايش مدرن قصد دارد با تمرکزبر هويت ملي، وحدت تمام اقوام و قبايل را باز توليد کند و عراق را فراتر از انگاره هاي محدود قبيله وعشيره تعريف نمايد. از سوي ديگر در قلب جهان عرب، مصر به عنوان يکي از مدعيان دموکراسي در منطقه،نمونه جالبي از دموکراسي هاي خود خوانده است که نه تنها به مخالفان خود حق اظهار نظر نمي دهد، بلکه از مشارکت احتمالي محمد البرادعي، در انتخابات رياست جمهوري آينده به هراس افتاده است. در بزرگترين کشور مدعي دمکراسي عربي، شرايط نا برابر رقابتي آن قدر سايه افکنده است که حتي هيچ نامزد انتخاباتي، فضاي رقابتي سالمي پيدا نمي کند که در آن مانور تبليغاتي کند و حتي اگر فردي مانند محمد البرادعي- رياست سابق آژانس انرژي اتمي- بخواهد وارد عرصه رقابت رياست جمهوري شود امواج رسانه اي و تبليغاتي شديدي عليه او طراحي و عملياتي مي گردد.
مصيبت بارتر آن که دولت حسني مبارک در حالي که در سه دهه گذشته از برگزاري يک انتخابات سالم و با حضور تمام گرايش هاي سياسي و فکري طفره رفته است قبل از اعلا م رسمي نامزدي البرادعي در انتخابات آينده مصر به تهديد و تخريب عليه او همت گماشته و برخي شيپورهاي وابسته به دولت را عليه او بسيج نموده است. اگر دموکراسي در کشور چند قوميتي عراق رنگ پريده و از جهاتي شکننده است! اما در مقايسه با بزرگترين تمدن عربي- مصر- از شرايط بسيار سالم تر و قانوني تري برخوردار مي باشد، زيرا در عراق بارقه هاي گسست از گفتمان عصبيت قبيلگي نمايان شده است.
بي گمان مهمترين شاخص دمکراتيک بودن انتخابات در عراق به حضور اکثر گرايش هاي سياسي، قومي و فکري آنان در عرصه انتخابات اخير رقم مي خورد. نظام جديد عراق در شرايطي که براي امنيت داخلي خود با انواع ترفند ها و دسيسه هاي گوناگون مواجه است، هيچگاه بروز و ظهور تروريسم، شرايط فوق العاده را بهانه سرکوبي مطالبات مردم قرار ندادو بابرگزاري انتخاباتي رقابتي و سالم، از يک سو احترام به حقوق مردم خود را پاس داشت و از سوي ديگر با کسب راي اعتماد 62 درصد مردم، افکار عمومي را با خود همراه ساخت. رويهم رفته سرمشق مردم سالا ري در مقايسه با ديگر نسخه هاي نظام هاي سياسي از دو برتري روشن برخوردار است. اول آن که تثبيت حاکميت ملي در منطقه نشانه اي از بلوغ جمعي در مطالبات توسعه طلبانه مردم است. دومآنکه نسخه هاي غير دمکراتيک به هيچ وجه توان رويارويي تئوريک و اجرايي با سرمشق هاي متنوع مردم سالا رانه را ندارد. زيرا روش هاي مردم سالا رانه امکان فرصت هاي برابر و عادلا نه را فراروي تمام گرايش هاي سياسي قرار مي دهد و بدون ادعابه شعور جمعي احترام واقعي مي گذارد.

تاخير مجدد در راه اندازي نيروگاه بوشهر تا زمستان سال آينده

وزير خارجه روسيه اعلام کرد که کارهاي مقدماتي براي آماده کردن تاسيسات بوشهر براي بهره برداري در حال انجام است و تا پايان سال 2010 بهره برداري از آن آغاز خواهد شد.
به گزارش ايلنا به نقل از راديو بين المللي فرانسه، «سرگئي لاوروف»، وزير خارجه روسيه با اين حال حاضر نشد تاريخ دقيقي را براي افتتاح اين مرکز اتمي ارائه کند. بنا بر اين گزارش، دولت روسيه اعلام کرده است که بهره برداري از تاسيسات اتمي بوشهر که توسط شرکت هاي روسي ساخته مي شود تا پايان سال ميلادي جاري آغاز و ساختمان آن تحويل ايران خواهد شد. قرارداد تکميل ساخت واحد اول نيروگاه اتمي در بوشهر ژانويه 1995 ميلادي در تهران امضا شده بود.
روسيه همچنين موظف شد که يک رآکتور آبي آبي «و.و.ا.ار-1000» و سوخت هسته اي براي آن را به ايران عرضه کند و متخصصان ايراني را آموزش دهد. حجم کل قرارداد حدود يک ميليارد دلار ارزيابي مي شود که از اين ميان قيمت رآکتور حدود 850 ميليون دلار است. پيمانکار کل کارهاي ساخت و مونتاژ واحد اول نيروگاه، موسسه روسي «اتم استروي اکسپورت» است. در ماه فوريه 1998 ميلادي روسيه و ايران توافق کردند که روسيه نه تنها در تجهيز نيروگاه به ايران کمک کند، بلکه به طور کل ساخت آن را تکميل کند. وزير امور خارجه روسيه همچنين گفت که در توافق استارت، تسليحات استراتژيک و تهاجمي به هم مرتبط خواهند بود. به گزارش ايسنا، خبرگزاري نووستي گزارش داد: سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه اعلام کرد که توافقنامه جديد در خصوص کاهش تسليحات استراتژيکي تهاجمي ميان روسيه و آمريکا (موسوم به استارت) ميان تسليحات استراتژيکي و تهاجمي ارتباط برقرار مي کند. وي در پاسخ به سوال خبرنگاران مبني بر اينکه آيا در توافقنامه جديد ارتباطي بين سامانه سپر ضد موشکي و پيمان "استارت" وجود خواهد داشت يا خير تاکيد کرد که بدون ترديد چنين ارتباطي را شامل خواهد شد. وزير امور خارجه روسيه گفت: اين ارتباط (ميان تسليحات تهاجمي، دفاعي و استراتژيکي) خواهد بود و بدون شک منعکس خواهد شد. مهم آن است که اين مساله به عنوان واقعيت عيني وجود دارد.

ممنوعیت انتشار مشروح جلسات دادگاه کهریزک به دستور قاضی مصدق

دومین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک به ریاست قاضی« محمد مصدق» و با حضور اولیاء دم و سایر شکات و وکلای آنان و دوازده متهم پرونده برگزار شد.

به گزارش ایرنا سازمان قضایی نیروهای مسلح در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: در این جلسه،پس از تلاوت آیاتی از کلام الله مجید،رئیس دادگاه نکاتی را متذکر شد. سپس چند تن دیگر از شکات و سه تن از وکلای آنان و پدر مرحوم روح الامینی به طرح شکایت خود پرداختند.

این جلسه رأس ساعت ۱۲٫۳۰ دقیقه پایان یافت. جلسات بعدی دادگاه طی روزهای آتی ادامه می‌یابد.

همچنین گفته می شود قاضی مصدق حاضران را از انتشار آنچه در دادگاه می گذرد منع کرده است. به همین خاطر هیچ اطلاعی از مسایل مطرح شده در دادگاه منتشر نمی شود.

Thursday, March 11, 2010

چهارصد اعدام و چهل هزار مورد نقض حقوق بشر در یک سال گذشته در کارنامه جمهور

بر اساس گزارش سالانه سازمان حقوق بشر ایران پیرامون "اعدام شهروندان در ایران"،
طی سال گذشته میلادی (۲۰۰۹)، حداقل چهارصد نفر در این کشور مشمول اجرای حکم اعدام شدند.

ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، با انتشار این گزارش خاطرنشان کرد "تعداد اعدام ها در سال ۲۰۰۹ بالاترین تعداد در۱۰سال گذشته در ایران بود"

این گزارش سالانه تاکید می کند که نتایج به دست آمده، اکثرا براساس اخبار رسانه های رسمی ایران و در حدفاصل بین اول ژانویه ۲۰۰۹ تا ۳۱ دسامبر ۲۰۰۹میباشد و در بعضی موارد نیز، از اطلاعات منابع معتبر متعلق به شبکه های حقوق بشریاستفاده شده است.

این گزارش سالانه همچنین پیرامون وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران خاطرنشان می سازد "آمار منتشر شدهدر این گزارش، کسانی که در تظاهرات های پس از انتخابات در خیابانها و یا درزندان جان باخته اند را شامل نمیشود."

تنظیم کنندگان گزارش همچنین افزوده اند "پس از آغاز اعتراضات مردمی بعداز انتخابات در تابستان گذشته، جمع آوری و انتقال اطلاعات به طور فزایندهدشوارگردیده و از طرف دیگر به نظر میرسد که مقامات ایران اطلاعات کمتریرا در مورد اعدام در اختیار رسانه های کشور میگذراند."

گزارش سالانۀ فوق الذکر، لیست کامل و جزئیات دقیق اجرای احکام اعدام در سال ۲۰۰۹ در ایران را متشر کرده است.

لازم به ذکراست ایران بعد از چین مقام دوم کشورهای اعدام کننده را دارا می باشد و در صدر لیست جهانی اعدام کنندگان افراد نوجوان قرار دارد

------------------------------

دبیر مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ضمن بحرانی خواندن وضعیت نقض حقوق بشر در کشور و اعلام حداقل ۳۸۸۹۴ مورد نقض حقوق بشر طی یازده ماه اخیر- که طی آن ۸۰ نفر جانباخته و ۱۸۰۰۰ نفر بازداشت شده اند- خاطرنشان کرد "بحران رو به افزایش نقض حقوق انسانی در ایران، تنها در قالب حرف و قطعنامه های فاقد پشتوانه حل نمی شود و این مهم مستلزم استفاده از تمامی ظرفیت ها، اتحاد و همراهی فعالان حقوق بشر در اقصی نقاط دنیا است."



به گزارش پایگاه اینترنتی روزآنلاین، کیوان رفیعی دبیر مجموعه فعالان حقوق بشر، بعد از برگزاری دومین نشست عالی سازمان های غیردولتی مدافع حقوق بشر که روزهای دوشنبه و سه شنبه هفته جاری در شهر ژنو و در حاشیه نشست عمومی سازمان ملل متحد برگزار شد، از راهکارهای پیشنهادی سازمان متبوعش پیرامون "عضویت ایران در شورای حقوق بشر ملل متحد" سخن گفت و خاطرنشان ساخت "ما از تمام توان و ظرفیت خود برای ممانعت از عضویت جمهوری اسلامی در شورای حقوق بشر استفاده خواهیم کرد و شورا هم اگر تحت تاثیر مسائل سیاسی قرار نگیرد قاعدتاً نباید عضویت چنین حکومتی را بپذیرد".

وی همچنین مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران را تنها سازمان ایرانی حاضر در دومین نشست سازمانهای غیردولتی مدافع حقوق بشر ذکرکرد و در تشریح عملکرد آن گروه در نشست فوق، "ارائه آمار از وضعیت حقوق بشر در ایران، ارائه گزارش از وضعیت معترضان ایرانی پس از انتخابات و ارائه راهکار برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران" را مورد اشاره قرار داد.

در جریان برگزاری نشست جهانی سازمانهای غیردولتی مدافع حقوق بشر در ژنو سوئیس، مجموعۀ فعالان حقوق بشر در ایران، خواستار "پایان دادن به مماشات جامعۀ جهانی با دولت ایران در حوزه حقوق بشر" شد و بر"هزینه مند کردن نقض حقوق بشر برای ناقضان آن" تاکید کرد.

شاهین سریری از مسئولان کمیته روابط خارجی آن تشکل ایرانی، روز گذشته ضمن شرح گزارشی از تلاش دولت ایران برای جلوگیری از اطلاع رسانی، آماری از جان باختگان و بازداشت شدگان ماههای بعد از انتخابات، شامل لیستی از حداقل ۳۸۸۹۴ بار نقض موردی حقوق بشر توسط دولت ایران طی ۱۱ ماه اخیر را به نمایندگان بین المللی ارائه کرده بود.


پنج شنبه
20 اسفند 1388 - 11 مارس

Wednesday, March 10, 2010

امسال عید نداریم

امسال عید نداریم چون باید در خانه بشینیم و با خانوادهای بازماندگان و کشته شدگان نابحق حوادث اخیر آزادی و عدالت خواهی مان همدردی بکنیم . با خانواده های که از عزیزان خود بی خبرند .

امسال عید ندارم با وجود جوانانی که در زندان های مخوف و بدون ملاقاتی بسر می برند .

امسال عید نداریم چون پارچه ، کفش و لباس تولید خودمان در کارگاه ها در حال پوسیدن است و کارگرانش بیکار و بی پول و باید مردم کفش و لباس وارداتی چینی ، ترک و ... .. آقا زاده ها را بخرند .

امسال عید نداریم چون میوه و شکلات و آجیل تولید خودمان در انبار ها در حال گندیدن است و تولید کنندگان آن ورشکسته و با چکی برگشتی در زندان ، ولی باید مردم سیب و پرتقال پاکستانی و بادام آمریکایی و شکلات ...... را بخرند .

امسال بچه های ما هم عید ندارند چون بودجه ای برای تولید برنامه " فیتیله " نمانده است .

بچه های بی بضاعت ما هم عیدی ندارند چون هدایای مردم نیکوکار برای جشن و عیدی غزه و لبنان و عراق و جزایر ناشناخته فرستاده خواهد شد .

امسال ما عید نداریم چون اصلا عید نداریم .

نامه ی پسر کروبی به رییس قوه ی قضاییه

بر خلاف فرزندان بسیاری از مسئولین که تحت الحفظ و برای گرفتن عکس یادگاری به قرارگاه های پشت جبهه می آمدند ، نیروی عملیانی بودیم. در یکی از عملیات ها که منجر به قطع پای راست، مجروحیت شدید چشم و گوش راستم گردید ... .
سایت حزب اعتمادملی - محمد تقی کروبی،فرزند مهدی کروبی در نامه ای به آیت الله صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه با بیان مطالبی درخصوص ممنوع الخروج شدنش از کشور نوشت:

وقاحت و هتاکی برخی از سایت ها که در کمال امنیت و آرامش مدعی شدند که سفر اینجانب به انگلستان مرتبط با حوادث اخیر است و برای گرفتن دستور به لندن می رفتم، مرا برآن داشت توضیحاتی جهت تنویر افکار عمومی ارائه کنم.

پسر کروبی با متهم کردن نهادهایی در خارج از قوه قضاییه نوشته است:اگر عده ای با روش آقای کروبی موافق نیستند چرا پاسپورت من و برادرم حسین را می گیرند و بر خلاف قوانین و مقررات و تعهدات حقوقی کشور به میثاق های بین المللی عمل می کنند و استقلال دستگاه قضائی را به چالش می کشند.

وی در نامه خود افزوده است: بیم آن دارم که در آینده نزدیک مدعی شوند که محمد تقی عامل ام آی ۶ و یا سی آی ای است و نه در شلمچه و فکه بلکه در سواحل مدیترانه در حالیکه حمام آفتاب گرفته بود، سلامت خود را از دست داده است.

سابقه من و برادرم حسین. به لحاظ اقتضای سنی من و حسین از پشت میز تحصیل همگام با فرزندان این سرزمین از دوره نوجوانی به جبهه های جنگ در جنوب و کردستان رفتیم و بر خلاف فرزندان بسیاری از مسئولین که تحت الحفظ و برای گرفتن عکس یادگاری به قرارگاه های پشت جبهه می آمدند ، نیروی عملیانی بودیم.

در یکی از عملیات ها که منجر به قطع پای راست، مجروحیت شدید چشم و گوش راستم گردید ... .

بعد از جنگ تحمیلی به تحصیل ادامه دادم و مدرک لیسانس حقوق قضائی ام را از دانشگاه تهران اخذ نمودم. در دورانی که برخی از افراد پنجه بر اقتصاد کشور انداختند برای ادامه تحصیل به انگلستان رفتم و دوره کارشناسی ارشد و دکتری حقوق بین الملل را در آن دیار به پایان بردم. رساله دکتری ام را به شهدای بزرگ این کشور هدیه کردم و به برکت نام آنان محتوای آن رساله مورد توجه محافل آکادمیک قرار گرفت. در سال ۱۳۸۰ به کشور بازگشتم واز آن تاریخ تاکنون به فعالیت های آکادمیک اعم از تحقیق و تدریس در ایران و انگلستان ادامه دادم. در سال ۲۰۰۴ میلادی پس از چاپ کتابی در باب استفاده از قوای قهریه در حقوق بین الملل بعنوان یک ایرانی به عضویت جامعه مولفین حقوقی انگستان در آمدم. این کتاب حقوقی درکتاب فروشی های معتبر اروپا و آمریکا از جمله آموزن به قیمت ۱۳۰ دلار به فروش رسیده و می رسد.

در این سفر علاوه بر تکمیل کتابی دیگر در حقوق بین الملل به زبان انگلیسی بنا داشتم اثر اولم را برای چاپ مجدد به روز کنم .
وی با اشاره به منع کردن وی از خروج افزوده: مدارک دکتری ام نه مانند برخی از مدیران جعلی است و نه از جنس مدرک انانی است که در هنگام داشتن مسئولیت اجرائی توسط دانشگاه های مادر کشور و بدون هیچ گونه زحمتی صادر گردیده است.

حاج حسین بازجو! زنده بمان!

خبر بیماری حسین شریعتمداری بسیاری از مردم را شاد کرد، کسانی که سالها مورد هجو و هتک او واقع شده بودند، کسانی که از زخم زبان او مصون نبودند، حسین شریعتمداری از کسانی است که مردم از زبان و قلم او آسایش ندارند، او راس فتنه و فتنه گران است، اما من برای سلامتی او دعا می کنم، او نباید بمیرد، من روزی را می بینم که او و امثال او را در محکمه ی عدل ملت محاکمه کنیم، او نباید بمیرد! هرگز، ما با او کارها داریم، خیبری ها باید او را محاکمه کنند، باید معلوم شود از چه تبار است و چرا این فتنه را برپاکرده است. روزی هم ملت شاهد اعتراف های حاج حسین بازجو خواهند بود! حاج حسین آقا؛ تو نباید بمیری، من در بند 209 به ملاقاتت خواهم آمد، اما مطمئن باش ما مثل شما عمل نخواهیم کرد، اگر شما با انسان ها چون حیوان رفتار کردید، ما با چون تویی، چون انسان رفتار می کنیم، ما به تعالیم رسول خدا پایبندیم، اما تو چه؟ آیا خدا را می شناسی ؟ هرگز! آیا به معاد و قیامت باور داری؟ هرگز! نمی توانم بگویم که تو فقط قدرت را می شناسی، من دست های توطئه را در پس تو می بینم. حاج حسین بازجو؛ زنده بمان تا روز محاکمه چیزی نمانده است.

مقاله مسیح علی نژاد

ـ همین الان از دادگاه برگشته ام، دوتا اتهام جدید به من زده اند، مضحک است.

ـ سعید جان آخر تو را هم به اعدام محکوم می کنند

- بزرگان فراموش شده اند ما کوچکترها هم به راحتی فراموش می شویم.

- بعد از سه ماه و نیم از زندان آزاد شدم و حالا معلوم نیست چند سال دیگر این بیرون زندانی ام....پرونده باز را فقط کسانی می فهمند که در تمام این سالها راه سفر رفتن هم برایشان بسته بود.

ـ نترس دختر ما آنقدر جذاب شدیم با این جنبش مان که حالا همه دلشون می خواهد به ایران سفر کنند. پس محکم بنشین سرجات و کم نیار.

ـ از خانه مادر سهراب بر می گردم، هنوز عکس سبز سهراب و مادرش با عکسی از میرحسین روی دیوار است.

ـ نوشین آمد دفتر روزنامه و با دست های خودش عکس خودش را از روی دیوار زندانی ها کند و به دیوار آزاد شده ها چسباند.

ـ کاش هدیه تولدم آزادی مصطفی تاج زاده و در آغوش کشیدن این مرد بزرگوار باشد....

- احضار شدم دوباره اگر برنگشتم....خداحافظ.

این خبرها را در هیچ روزنامه ی نمی توان یافت، اینها واگویه های همه کسانی است که در فضای مجازی فیسبوک، این روزها یا خود زندانی آزاد شده اند، یا منتظر پرونده و دادگاه نشسته اند و یا چشم به راه دربندان دیگر اند، در این میان جای خالی کسانی که هنوز با فضای مجازی غریبی می کنند به وضوح آشکار است. بی صدا زندان می روند، بی صدا شکنجه می شوند، بی صدا آزاد می شوند، بی صدا به انتظار دادگاه می نشینند و بی صدا در یک زندان بزرگتری به نام ایران با مصادره یک وثیقه سنگین زندانی می شوند. برای همین گهگاهی کسانی عکس های این دسته از زندانیان را در قاب می چینند و بالای آن می نویسند، وای بر اسیری کز یاد رفته باشد. کسی مثل آذر منصوری، یا سعید لیلاز، که اگر چه به قول آن زندانی تازه آزاد شده جوان، گمنام و ناشناس نبودند اما این روزها غریب مانده اند. این درد مشترک بسیاری از زندانیان دیگر است که ظاهرا در بافت فامیلی و خانوادگی شان کسی نیست که به فضای مجازی راه یافته و دربندان شان نیز در سکوت خبری سنگین تری روزهای سخت زندان را سپری می کنند. کسی مانند داوری، روزنامه نگار و معلم بجنوردی که مادر شهرستانی او گفته است حتی پول وثیقه برای مرخصی چند روزه او را ندارد و او از همان روزهایی که گزارش شکنجه شدگان کهریزک در سایت اعتماد ملی منتشر شد به عنوان مسوول این سایت بازداشت شد و تا خود امروز تنها جسته و گریخته خبری از او منتشر می شود.

شگفتا که دنیا برای برابری حقوق به دست آورده خود مبارزه می کند و ما در ایران برای برابری در انتشار حقوق از دست رفته خویش. در فضای مجازی کشورهای توسعه یافته صدای فریاد برای رسیدن به پله های برابر با بخش های مترقی جامعه برپاست و در فضای مجازی کشور ما این روزها دعوا بر سر این است که چرا برابری را در برابر انتشار اخبار زندانیانی که روز به روز بر آمارشان افزوده می شود مراعات نمی کنیم.

مهمتر از همه، این روزها شیوه زندانی کردن هم تغییر یافته است، همزمان که دسته ای را آزاد می کنند، دسته ای دیگر را روانه زندان می کنند و هیچ شتابی هم برای بازگرداندن زندانیان به مرخصی آمده به زندان ندارند مگر آنکه خطایی از آنان سرزند. به عنوان مثال اگر یه یکی دیگر از شیوه های اعتراف گیری مدرن مثل مصاحبه از پیش هماهنگ شده با یک خبرگزاری یا سخنرانی در فلان دانشگاه و حضور در فلان میزگرد نه بگویند و یا در مراسم راهپیمایی و محافل و جلسات سیاسی شرکت کنند و مقاله های انتقادی منتشر کنند، در این صورت است که باید پس از چشیدن مزه گرم آغوش خانواده، دوباره خود را برای بازگشتن به زندان مهیا کنند. به هرحال نفس به نفس با زندانیان راه می روند تا از نفس بیاندازند همه را.

در کنار این شیوه ها، موج دیگری نیز از در گرفته. با دوربین های ناظر به طرح ترافیک و تصادف که در سطح شهر پراکنده بود شماره پلاک ماشین هایی که در روزهای راهپمایی به خیابان آمده بودند را سندی قرار داده اند تا در این روزها که فرصت یافته اند یکی یکی به صاحبان این خودروها مراجعه کنند و شهروندان معمولی را نیر از زندان چند روزه و گرفتن وثیقه بی نصیب نگذارند.

دانشجویان یکی یکی لیست شده اند تا از تحصیل محروم شوند و اساتید دانشگاه هم که به گفته وزارت علوم اگر با رهبری نظام و مردم هوادار ولایت در راهپیمایی نه دی همراه و همصدا نباشند از دانشگاه کنار گذاشته می شوند.

ایران برای کسانی که این روزها منتقد نظام سیاسی و حاکمیت دروغ هستند، به جزیره سرگردانی بدل شده است. ساکنان این جزیره شامل این مجموعه آشنا هستند: مسوولان سابق حاکیمت، اعضای گرههای سیاسی و تشکل های دانشجویی و کارگری، روشنفکران و استادان و دانشجویان و معلمان و کارمندان و روزنامه نگاران و سینماگران و زنان و حتی شهروندان معمولی که چند سنگ هم به سوی مامورانی که به آنها شلیک می کرده اند پرتاب کرده اند.

جزیره سرگردانی ، صدها نفر را در زندان و در انتظار آزادی دارد، هزاران نفر را در انتظار دادگاه و صدور حکم و دهها نفر را منتظر پیدا کردن قاتل عزیزان شان. بلاتکلیف گذاردن شهروندان نحوه نوین زندانی کردن است که حاکمیت آن را در پیش گرفته است و با در اختیار داشتن همه امکانات مادی و معنوی شهروندان معترض، آنها را سرگردان در کشور می چرخاند و برای حاکمان حاشیه امن برای حکمرانی مهیا می کند. ساکنان جزیره سرگردانی خوب می دانند پای و پوتین نیروهای امنیتی درست روی سینه اهالی خانواده شان است و اگر دست از پا خطا کنند سینه آنان و اعضای دیگر خانواده شان له می شود.

این جزیره بزرگان و چهره های سرشناس را هم شامل است؛ میرحسین موسوی، شیخ مهدی کروبی و سید محمد خاتمی. اگرچه تمامی مشاوران و یاران نزدیک این بزرگان را با همین شیوه زندانی ساختن و احضار کردن و بلاتکلیف گذاردن و سرگردان ساختن از تیم مشاوره و اجرایی دور ساخته اند ولی کماکان اهالی معمولی تر این جزیره توقع دارند که بزرگان کاری بکنند.

وقتی جان و مال همه در گروگان حاکمیت است، ساکت نگاه داشتن آن جامعه آسان است و اختلاف انداختن میان اعضای ناراضی این جامعه آسان تر اما علی رغم تمام این فشارها در ایران و در داخل این جزیره این روزها صدای اتحاد و همدلی، بلندتر از صدای اختلاف به گوش می رسد. همه با هم هستند.

در حالی که می شد سوار بر گرده یک جامعه تحت فشار، آنها را به اختلافات درونی مشغول ساخت، شاهدیم که هم بزرگان و هم معترضان معمولی شهر با هم مهربان تر شده اند و با همدلی بیشتری راه خروج از جزیره سرگردانی را در پیش گرفته اند. همه تحت مراقبت و کنترل ویژه نهادهای امنیتی هستند. بدون تعارف ترس پیکره هراس انگیزش را بر جامعه گسترانده است و جزیره جز با شعار با هم بودن اهالی اش امن نیست.

در این میان کسانی از این جزیره گریخته اند و به سرزمینی امن رسیده اند تا به باقی هم وطنان خود کمک کنند. تعداد مسافران کوچ کرده از ایران کم نیست. ایرانیانی که در تمام جای دنیا پراکنده شده اند و با اتکا به ابزار و امکانات رسانه ای و بهره گیری از فضای آزاد اطلاع رسانی، صدای جنبش معترضان داخلی را با قدرت در تمام جهان انعکاس داده اند. ایرانیان قدرتمندی که با اتکا به توانمندی های خویش در سراسر دنیا، بازوی حمایتی ایرانیان زخمی در خانه شده اند. اما ناگهان و درست در روزهایی که اهالی بیشتری از جنبش سبز را با شیوه مرموز و مشکوک روانه زندان می کند، حلقه وصل ایرانیان داخل و خارج کمی آسیب می بیند.

اکثریت روزنامه نگارانی که در زندان و در انتظار دادگاه هستند جملگی نویسنده روزنامه های اصلاح طلب بوده اند، سران و فعالان گروههای اصلاح طلب و نمایندگان و مسولان اجرایی دوران اصلاحات نیز این روزها در کنار دانشجویان و کارگران و زنان و بهاییان و برابری خواهان و اعضای موسوم به انجمن پادشاهی ایران، همه در بند حاکمیت و اسیر جزیره هستند. یعنی حاکمیت این بار برای اصلاح طلبان همان پرونده ای را گشود که در این سالها برای شهروندان معمولی گشوده بود. اگر در سالهای گذشته صدای اعتراض به زندانی شدن دانشجو و زنان و کارگران و فعالان سیاسی از سوی اصلاح طلبان باقیمانده در مجلس و دولت به گوش دنیا می رسید اینبار از مجلس اصولگرای ایران صدایی به گوش نمی رسد و روزنامه های ایران هم زیر تیغ سانسور، خبری ازاین فشارها و شکنجه ها منتشر نمی کنند. مانده است رسانه های جایگزین که اخبار از طریق شهروند روزنامه نگاران به فضای مجازی می رسد و ایرانیان خارج از کشور نیز به مدد رسانه های آزاد دنیا این صدا را جهانی می کنند . در عین حال که صدای ناله اهالی این جزیره بلند است اما کماکان اتحاد میان اعضای سرگردان مانده این جزیره برقرار است، حال صدایی که از ایرانیان خارج از کشور به گوش می رسد چگونه است؟

اگرچه در روزهای انتخابات در ایران اختلافات داخلی بسیار بود اما بعد از بحران و ویرانی پس از انتخابات طرفداران موسوی و کروبی جملگی در یک حلقه قرار گرفته اند و با مردم و در کنار مردم جنبش سبز را یاری رسانده اند، این روند تا پیش از بیست و دوم بهمن در حلقه ایرانیان خارج از کشور نیز به چشم می خورد. اما این روزها بخش هایی ( تاکید می شود بخش هایی) به نام نقد، بر سر و تن زخمی اهالی این جزیره می کوبند....این روزها ایرانیان خارج از کشور دیگر شعار، نترسید نترسید ما همه با همهستیم برایشان کمرنگ شده است.

از همان روزی که آقای سحابی به ایرانیان خارج از کشور نامه داده بود و آز آنان خواسته بود تا ایرانیان داخل را به حال خود بگذارند و آنان را تشویق به خشونت نکنند ، به نظرم می رسید این تقسیم بندی ایرانیان داخل و خارج، کمی دل آزار بود. چون درست در روزهایی آن پیام صادر شد که شعار همه با هم هستند، بسیار پررنگ تر به نظر می رسید اما این روزها هرکسی ساز خود می زند و آنها که با هم هستند، تنها کسانی هستند که همه با هم در بند هستند، سرگردان هستند، بلاتکلیف و تحت تعقیب نهادهای امنیتی هستند. در عین حال امیدوار به یاران بیرون مانده از جزیره تا به جای تجویز داروهای سرگردان ساز، حلقه وصلی باشند برای رسیدن به قله امید.

راهپیمایی های جنبش سبز در داخل را به یاد آوریم که تنها یک رنگ، رنگ اصلی راهپیمایی های باشکوه معترضان بود، سبز. اما در راهپیمایی های خارج از کشور چند پرچم و چند بیانیه و چند نماد برای یک گردهمایی معمولی به چشم می آمد؟ مهم رنگهای اضافه در کنار رنگ سبز نبود که این تکثر زیبا و از نقاط قوت اعتراضات سیاسی هم هست، اما آیا پراکندگی و اتفاق نظر نداشتن برای حداقل های مشترک هم می تواند نقطه قوت و زیبایی این جنبش باشد؟

در سالهایی که اصلاح طلبان مجلس ششم بر سر حداقل های مشترک با موکلان و دانشجویان و بخش های معترض جامعه خود به توافق رسیده بودند، همین تفکر و تعدد مطالبات موجب شد تا آنها تنها بمانند و اعتراض و تحصن نمایندگان اصلاح طلب که مشخصا اعتراض به ولایت مطلقه فقیه بود نتیجه روشنی نیابد.

در آن زمان نیز در مجلس ایران، صد و نود و یک نماینده مستقیما مقام رهبری را مورد خطاب قرار دادند و حتی در نطق پیش از دستور بسیاری از نماندگان هشدار داده شده بود که بساط انتخابات نمایشی از این پس در نظام سیاسی ایران پهن خواهد شد تا دیگر همین حداقل صدای اعتراض هم از هیچ مجلسی به گوش نرسد اما در آن زمان نیز همین جریان های منتقد و معتقد به تعدد رنگ ها اعلام می کردند اصلاح طلبان به دنبال سهم خواهی هستند چون پاره ای از نظام هستند، به جمهوری اسلامی معتقد هستند، پس نباید آنها را یاری کرد. در حالی که اعتقاد به تعدد چند رنگ معمولا در راهپمایی ها و حرکت هایی اعتراضی یکرنگ و با یک نماد می تواند قدرت اثرگذاری اش را به نمایش بگذارد و جامعه و توده مردم را نیز همراه سازد.

از سید محمد خاتمی و کروبی در آن زمان اگر حمایتی به اصلاح طلبان متحصن نرسید شاید به همین دلیل بود که جامعه هنوز به اصلاح طلبان اعتماد نداشت و با انگ تکراری اینکه اصلاح طلبان برای ماندن در قدرت و برای تایید صلاحیت خودشان تحصن کرده اند، آنها را تنها گذاشتند. در حالی که در تمام جای دنیا احزاب و گروهها برای ماندن در قدرت با شیوه های مشابه اقدام می کنند و جامعه نیز به آنها اعتماد می کند. اما در جامعه ایرانی این نقد به خودمان هم وارد است که مشارکت سیاسی را تنها به معنی انداختن یک رای در صندوق تلقی می کنیم . بعد از آن اگر بیش از سی زن فعال سیاسی همزمان دستگیر و بیش از دهها روزنامه همزمان تعطیل و بیش از هشتاد نماینده همزمان رد صلاحیت شوند مردم تنها منتظر یک حرکت اعتراضی از رهبران شان می نشینند و در خوش بینانه ترین شکل نیز بخش های دیگر جامعه، همین اعتراض رهبران را نیز به معنی سهم خواهی تعبیر می کنند.

اگر چه این روزها خیلی ها آرزو می کنند که کاش به جای سید محمد خاتمی در طی هشت سال دوران اصلاحات، میرحسن موسوی رییس جمهور بود تا تمامیت خواهان و اقتدارگرایان را سرجایشان می نشاند اما به این پرسش ساده هنوز کسی جواب نداده است که اگر در آستانه رد صلاحیت هشتاد نماینده، و همان تحصن دیر هنگام اکثریت مجلس و همراهی بخش هایی از جنبش دانشجویی داخلی با این تحصن، مردم و شهروندان معمولی نیز همپای نمایندگان متحصن به میدان اعتراض می آمدند آیا خاتمی امکان سکوت داشت؟ آیا حضورمردم کروبی را ناگزیر به همراهی بیشتر با متحصنین نمی ساخت؟ ایا میرحسین موسوی که در همان زمان برای کودتای پارلمانی هم بیانیه داده بود، حضور و همراهی مردم را می دید باز هم ساکت می نشست؟ ایا وزارت کشور اصلاحات وقتی همراهی مردم را با اصلاح طلبان معترض می دید در مواجهه با نامه رهبری تسلیم به برگزاری انتخاباتی می شد که از مجلس بر آمده از انتخابات نه تنها صدای اعتراضی به گوش نمی رسد بلکه کهریزک و بازجویی و شکنجه نیز در همین مجلس مورد حمایت قرار می گیرد؟

تنها به یک روز از آن بیست و شش روز تحصن نمایندگان مجلس ششم نگاه کنید آنگاه که علی اکبر موسوی خویینی این روزها و این مجلس فعلی را پیش بینی کرده بود وقتی در جایگاه سخنران ایستاد و خطاب به رهبری هشدار داد که راه صدام حسین را در ایران در پیش نگیرد. به بخشی از این نطق توجه کنید:

اگر زمانی محمد علی شاه با حمایت لیاخوف روسی مجلس را به توپ بست و دوران استبداد صغیر را حاکم ساخت و اگر رضا خان نیز با حمایت انگلیسی ها راه را بر ورود آزادیخواهان و حق جویان در انتخابات مجلس هفتم شورای ملی بست، امروز نیز شاهد کودتای پارلمانی علیه جریان تحول خواه ایرانیان، با ابزار رد صلاحیت و ارعاب در انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی هستیم تا مجلس به هر ترفند مهره چینی گردد و دیگر از آن نامه اعتراض و انذار نگاشته نشود و صدای افشاگرانه حقیقت جویان برنخیزد و گزارش قتل های دگراندیشان، یورش نظامیان به کوی دانشگاه تهران، تبریز و طرشت ، انفرادی ها و آزار روزنامه نگاران و زندانیان فعالان سیاسی و دانشجویان گوش حاکمان را نیازرد و آن کند که حاکمیت می خواهد و تنها آن گوید که حاکمیت می پسندد.

با توجه به در پیش بودن اجلاس یازدهم خبرگان رهبری از نمایندگان محترم خبرگان که طبق فانون اساسی پس از انتخاب رهبری، عملکرد رهبری جز اصلی ترین وظیفه آنان می باشد، جای این پرسش است که آیا عملکرد مقام محترم رهبری و نهادهای تحت امر ایشان به خصوص در جریان انتخابات ناعادلانه و غیر آزاد اخیر با معیارهای صداقت ، عدالت تدبیر و عدالت سازگار است ؟

رضا خاتمی در واکنش به معترضان: به شما ربطی ندارد. آقای موسوی دارد یک وظیفه قانون اساسی مجلس خبرگان را می خواند.

و موسوی خویینی چنین نطق خود را پایان می دهد:

فراموش نکنیم که صدام حسین در آخرین سال حکومت خویش انتخاباتی برگزار کرد که بیش از نود و هشت درصد به وی و حکومت او رای دادند پس حفظ و بقای نظام جمهوری اسلامی را درمانی دیگر به جز برپایی انتخابات نمایشی و فرمایش باید که همان انجام اصلاحات بنیادین و ساختاری بر پایه رای و همه پرسی است.

این نطق نه در رسانه ملی منتشر شد و نه ما جرات انتشار کامل آن را در روزنامه های خودمان داشتیم اما به خوبی یادم هست که همان زمان نیز بخش هایی از جامعه به همراه بخش هایی از فعالین خارج از کشور که می توانستند بازوی حمایتی مردم داخل باشند به کرات اصلاح طلبان را متهم به قدرت طلبی، سهم خواهی و سازش با قدرت طلبان می کردند و برای همین خاتمی و کروبی هم در مواجهه با یک تحصن بیست و شش روزه که حتی تا چند خیابان نزدیک به ساختمان مجلس را هم تکان نداده بود، سکوت کرده بودند. حال پرسش این است، اینک که همان اصلاح طلبان در زندان و هواداران شان در زندان بزرگتری به نام ایران هستند چه سودی دارد که به نام نقد، آنان را نفی کنیم و موج یاس و سرخورگی را دوباره در دل جامعه ای ایجاد کنیم . جامعه ای که با اتکا به زید آبادی ها و سحرخیز ها و مومنی ها در ایام انتخابات به اصلاح طلبان اعتماد کرد و و با رای به آنان به میدان آمدند و جنبش عظیم پس از انتخابات را شکل داد ؟

در فضای مجازی ، خانواده های دانشجویان و روزنامه نگاران و فعالان سیاسی دربند که این روزها در داخل ایران با تمامی دربندان و شهروندان معمولی دیگر فارغ از هر گونه اختلاف سلیقه ای و عقیده ای همدل و همصدا شده اند علی رغم گزارش از روند سرگردانی پرونده های زنداینان، موجی از امید می گسترانند اما در مقابل کسانی که دسترسی به منابع امن اطلاع رسانی را خارج از ایران در اختیار دارند، چه می کنند؟

موسوی خویینی، فریاد می زد: به عملکرد رهبری رسیدگی کنید تا صدام حسینی دیگر در کشور شکل نگیرد بیرون از مجلس، می گفتند این اصلاح طلبان همه مدافع ولایت فقیه هستند، گول شان را نخورید....امروز موسوی می گوید تا پای مرگ همپای مردم ایستاده ام و اینجا می گویند، برای بازگشت به قدرت است، گولشان را نخورید. عیسی سحرخیز، در داخل ایران برای نشریات آنلاین مقاله می نوشت و آقای خامنه ای را متهم به برگزاری یک انتخابات نمایشی و برپایی یک نظام دیکتاتوری می کرد، همان زمان می گفتند: یار غار خاتمی است، از خودشان است، سوپاپ اطمینان نظام است، ورنه چرا با آن همه تندی هنوز در ایران آزاد می گردد. امروز مصطفی تاجزاده، همراه و عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی وعیسی سحرخیز عضو ستاد انتخاباتی سید مهدی کروبی هر دو در زندان هستند و از همان اوین هم برای ملت پیغام می فرستند و یکی مسول تمام بحران های کشور را شورای نگهبان و دیگری مسوول کشتار و شکنجه مردم را آقای خامنه ای اعلام می کند. اما ما کماکان دور از ایران و دور از جزیره سرگردانی وطنی، خود سرگردان رجز های خویش ایم و بی هیچ استراتزی مشخصی ، آیه های یاس می خوانیم و تخم تفرقه می پاشیم

بسیجی ها! با چشم و گوش باز قضاوت کنید محارب کیست؟

بسیجی ها!
با چشم و گوش باز قضاوت کنید
محارب کیست؟
مهدی خزعلی

تازه از زندان آزاد شده بودم، فکر می کنم مرداد ماهبود، در محضر یکی از فقها و علمای جناح حاکم بودم ( همان جناحی که خود رابه غلط اصولگرا می نامند! همان جناحی که تمام اصول را فدای حکومت می کند!همان جناحی که همه چیز را برای حفظ حکومت حلال می کند! همان جناحی که میگوید برای حفظ نظام اگر نبود حاکم عادل باید از حاکم فاسق حمایت کرد! همانجناحی که همه چیز را ، خدارا، پیامبر را، علی را، فاطمه را، حسن و حسینرا، اولاد حسین را، مهدی را، قرآن را، نهج البلاغه را، نهج الفصاحه را،صحیفه سجادیه را، مفاتیح الجنان را، کتب اربعه را، قانون را به نفع خودمصادره به مطلوب می کند، همان جناحی که فقط یک اصل دارد و آن حکومت است.حاشیه نروم!)

کجا بودم ؟

در محضر یکی از علمای این جناح بودم، استناد می کرد به آیه 33 سورهمائده و می گفت: "آقایان خاتمی، موسوی و کروبی محاربند و باید کشته شوندیا به دار آویخته شوند و یا دست راست و پای چپ آنها قطع شود!

نگاهی به آیه بیاندازیم و سپس شان نزول آیه را بررسی کنیم:

إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَفِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَأَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِذَلِكَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌعَظِیمٌ

" جزای کسانی که با خدا و پیامبرش می جنگند و در زمین فساد می کنند، آناست که کشته شوند، یا به دار آویخته شوند یا دست و پایشان( یکی از چپ یکیاز راست) قطع شود یا از بلادشان تبعید شوند..."


آیا آقایان خاتمی، موسوی و کروبی سلاح برداشته اند؟ آیا به سوی مردمتیراندازی کرده اند؟ آیا با اتومبیل و موتور بر مردم تاخته اند و دست وپایشان را شکسته اند؟ آیا با گاز اشک آور و فلفل مردم را کور کرده اند؟آیا دست و پایی قطع کرده اند؟ آیا کسی را کشته اند و بعد گفته اند مننژیتگرفت و مرد؟ آیا به مسلمانی تجاوز کرده اند؟ سلاح گرم و سرد که هیچ آیاباطوم و تسمه و کابل و سیم گارو در دست این بزرگواران دیده اید؟ آیا ازپنجه بوکس ها و سنگ اندازهای وارداتی در نزد آنان دیده اید؟ آیا دشنه وقمه و شمشیر که مردم دیدند نزد آنان بود؟

منصف باشیم، کداممحاربند، کدام طرف زدند و کشتند و شکستند و بریدند و دریدند، و کدام یکخوردند و مردند و دم بر نیاوردند! کدام محاربند، قاتل ندا یا ندا؟ آنان کهبه کوی حمله کردند، یا آنان که در کوی جان باختند؟ کدام یک را باید به دارآویخت؟ روح سبز سهراب را یا قاتلین او را؟ کدام دست را باید برید؟ دست قلمشده دخترکان جوان سبز پوش را یا دست قضات وطن فروش را؟ کدام پا را بایدشکست؟ پای شکسته شهید روح الامینی را یا پای دژخیمان کهریزک را؟ کدام راباید کشت؟ سید روحانی که شب عاشورا در جماران ذکر مصیبت علی اکبر حسین (علیه السلام) می خواند؟ یا چماق بدستانی که شیشه بیت امام و سر و سینهدختران جوان را می شکنند! کدام محاربند؟

بسیجیان عزیز، بخود آیید. من نیز یک بسیجی ام، همه این اعمالزشت وقبیح است، اما شما خود را با یک مسئله توجیه می کنید، آیا حکومت اسلامی میتواند توجیه همه بدیها باشد، کدام نظام را می خواهید حفظ کنید؟ نظام ارزشیاسلام یا نظامی که بویی از ارزشهای اسلامی نداشته باشد؟ انتخاب با شماست!

آقای خامنه ای،حکومت تو را دیکتاتوری بخوانیم یا اداره کشور توسط مشتی اوباش؟ حداقل کلاس یک دیکتاتوری را حفظ کن

آقای خامنه ای،حکومت تو را دیکتاتوری بخوانیم یا اداره کشور توسط مشتی اوباش؟ حداقل کلاس یک دیکتاتوری را حفظ کن!

جمهوری اسلامی با بازداشت جعفر پناهی و گروگان گرفتن پدر درسا سبحانی-فعال حقوق زنان- ثابت کرد که از قامت حتی یک حکومت دیکتاتورز خارج شده و به شکل گروهی اوباش که به هیچ اخلاقی پایبند نیستند،در آمده است./ حتی در یک حکومت دیکتاتوری نیز، دیکتاتور یک حداقل هایی را رعایت می کند./ گروگان گیری های اینچنینی، از یک دیکتاتوری نیز بعید است. /توقع اینچنین کارهایی را باید از (دزدان دریایی سومالی) داشت!/ می ترسم که فردا خامنه ای و احمدی نژاد، با موتور هوندا 125(!)در خیابان های تهران به کیف قاپی بپردازند!

شیوای عزیز طاقت بیار

http://blogfars.com/fotofiles/1/88369.jpg

نگران شیوای عزیزم هستم که این روزها در سلول انفرادی است .سلولی که سرمایش او را خیلی اذیت می کند .بارها به زندانبان هایش گفته خیلی سردم است اما باعث نشده که به او پتوی اضافی بدهند.

نگران شیوای عزیزم هستم که برخلاف روح قوی اش ،جسمی نحیف دارد و من نگران غذا نخوردنش هستم و بیمار شدنش .شنیدم چند روز پیش به خاطر اعتصاب غذا به بهداری زندان منتقل شده بود و این من را خیلی نگران کرده

کاش می توانستم صدایش را بشنوم و از سلامتش مطمئن .کاش می توانستم به او بگویم :طاقت بیار !خواهر عزیزم .طاقت بیار!

نامه پدر و مادر شیوا نظر آهاری به بازجویش را بخوانید.

آقای علوی

کارشناس محترم وزارت اطلاعات

اینها صحبتهای مادر و پدر شیوا نظر آهاری خطاب به شماست

دلمان می خواست می توانستیم با شما رودر رو سخن بگوییم اما چون این امکان وجود ندارد حرفهایمان را از طریق این نامه می گوییم شاید این نوشته ها دلیلی شود که بتوانیم روزی رو در رو با شما سخن و از رنج ها و دردهای دوری از دخترمان بگوییم .

خود شما خوب به خاطر دارید که مدت 102 روز دخترمان در بازداشت وزارت اطلاعات بود و از این مدت نیز 30 روز آن را در سلول انفرادی گذراند. شیوا پس از این مدت با قرار وثیقه 200 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد و اکنون با گذشت کمتر از سه ماه از آزادی اش بار دیگر توسط خود شما بازداشت شد. شیوا هم مثل خیلی دیگر از افراد در راه رفتن به شهر قم به منظور شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری بود آیا این موضوع دلیل بازداشت دوباره اوست ؟مگر نه اینکه تعداد زیادی از هموطنانمان در این مراسم شرکت کردند آیا همه آنها بازداشت شدند ؟

آقای علوی

اولین سوال ما به عنوان پدر ومادر شیوا آن است که اگر قرار بود دخترم را بعد از گذشت کمتر از سه ماه از آزادی دوباره بازداشت کنید پس چرا او را آزاد کردید .ما می خواهیم بدانیم که در این سه ماه چه گذشته است که با وجود قرار سنگین وثیقه و نظر به اینکه به زودی هم دادگاه دخترم برگزار می شود دوباره تصمیم می گیرید اورا به زندان و سلول انفرادی برگردانید ؟

تا آنجا که ما مادر و پدر شیوا از نوشته ها و فعالیتهای دخترمان می فهمیم او کاری به جز فعالیتهای حقوق بشری نکرده است او در راستای این هدفش و دفاع از همه افراد فارغ از هر دین و مسلکی می کوشد. آیا دفاع از حقوق انسان ها جرم است؟

کارشناس محترم وزارت اطلاعات

شما در ملاقات حضوری که در بازداشت اول دخترم و درست 63 روز بعد اززندانی بودنش به من (مادر شیوا) دادید گفتید که دختری هم سن و سال شیوا دارید. می خواهم بدانم اگر دختر شما هم در چنین شرایطی بود همین رفتاری را با او می کردید که امروز با شیوا می کنید . حتی لحظه ای شده است که شیوا را هم مثل دختر خودتان ببینید ؟

ما خیلی حرف ها داریم که دوست داریم آنها را به شما بگوییم اما فکر نمی کنیم که مطرح کردن شان در این نامه ممکن باشد . اما از شما می خواهیم که فقط لحظه ای خود را جای ما بگذارید و فکر کنید پدر شیوا هستید و دوباره دخترتان را از شما جدا کرده اند ، آن وقت چه حالی پیدا می کنید. می دانید که شیوا اکنون در سلول انفرادی است شما حتی اگر بهترین شرایط را هم در آنجا برای او فراهم کنید باز هم نمی توانید رنج های حضور در آن سلول را نادیده بگیرید .شیوا ممکن است با این بازداشت دوباره بار دیگر کار وتحصیلش راکه این همه برای به دست آوردن شان تلاش کرده از دست بدهد .

باور کنید دخترما قصدی جز دفاع از انسانها ندارد با در نظر گرفتن این موضوع در نهایت انصاف و انسانیت پرونده اش را بررسی کنید .

شهرزاد کریمان – نظر اهاری ( پدر و مادرا شیو)

Monday, March 8, 2010

به یاد آزاد مرد اسیر محمد نوری زاد: او که شجاعانه از آیت الله خامنه ای خواست از مردم عذر خواهی کند

به یاد آزاد مرد اسیر محمد نوری زاد: او که شجاعانه از آیت الله خامنه ای خواست از مردم عذر خواهی کند


جایگاه و بزرگی کار محمد نوری زاد هنوز شناخته نشده است و سکوت مرگباری که بعد از دستگیری اش حاکم شده وجدان را آزار می دهد.

نوری زاد همچون امین زاده و تاج زاده و میردامادی و سحرخیز و زیدآبادی (این آزادگان هنوز در بند) سبز نبود. او نویسنده ی سابق کیهان بود. او می توانست با ماندن در خیمه گاه رانت های ولایتی و پست های صله ای در دوران پر رونق تملق و خود فریبی دکان فراخی از داشته های دنبوی و مثنوی های هفتاد من دروغی از رستگاری های اخروی (همان ها که شامل ذوب شدگان در ولایت می شود) فراهم ببیند و ما هم امروز نامی از او نمی دانستیم. و چه بسا که او هم در لباس بازجویان سرگرم سرکوب مردم بود.

او در خیمه ی قدرت داران بود و به قدرت نه گفت. او همچون اسیران دیگر دربند از قدرت دور نبود تا تردید بیافکنند که شاید برای به قدرت رسیدن چنین و چنان می کنند. او با شهامتی باور نکردنی حرف هایی را بدون لکنت مستقیم به آقای الله خامنه ای گفت که تابحال در هیچ بیانیه و مخالفتی ابراز نشده بود: او برای اولین بار گفت که رهبری که 20 سال رسما در کوچکترین جزییات این مملکت دخالت داشته فرمانده کل قواست، ولایت مطلقه ی فقیه است و در هر اداره و سازمانی نماینده دارد و تمام صدا و سیما و بنیاد مستضعفان و قوه ی قضاییه و اعضای شورای نگهبان و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و ده ها و صدها بنیاد و سازمان در ید قدرت اوست چرا در برابز این هم فقر و بدبختی و ستم و ناراستی و خون ریزی و شکنجه قبول مسئولیت نمی کند و از مردم عذر خواهی نمی کند.


محمد نوری‌زاد در نامه‏ای سرگشاده به رهبر نظام: از مردم عذرخواهی کنید


هر یک روزی که محمد نوری زاد ( که مهربانانه و وفادارانه آقای خامنه ا ی را پدر و عزیز خطاب می کرد) در اسارت باقی بماند همان قدر هم دروغ و فریب متصدیان کودتا و مدعیان حکومت دینی آشکار تر می شود.
محمد نوری زاد در تاریخ به عنوان شخضی حر گونه ماندار خواهد شد، چه در اسارت و چه در آزادی.

http://harfehesaaby.blogspot.com/2010/03/blog-post_06.html




عنوان
وضعیت دوستان


به یاد آزاد مرد اسیر محمد نوری زاد: او که شجاعانه از آیت الله خامنه ای خواست از مردم عذر خواهی کند
.

مهم ««»» محمد ملکی به «محاربه» متهم شد



محمد شریف وکیل مدافع محمد ملکی می‌گوید که موکلش به استناد ماده ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی به «محاربه» متهم شده است.



آقای شریف امروز شنبه به خبرگزاری ایلنا گفته که دادگاه، اتهامات موکلش را «توهین به امام خمینی، مقام معظم رهبری و تبلیغ علیه نظام» عنوان کرده است.




به گفته این وکیل دادگستری، وقت رسیدگی به پرونده محمد ملکی، ۲۴ فروردین ماه سال آینده اعلام شده است.محمد ملکی، اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب، شامگاه دوشنبه گذشته پس از ۱۹۱ روز بازداشت، با قرار کفالت از زندان اوین آزاد شده است.محمد شریف امروز شنبه به خبرگزاری ایلنا گفته که دادگاه، اتهامات موکلش را «توهین به امام خمینی، مقام معظم رهبری و تبلیغ علیه نظام» عنوان کرده است



ملکی پیش‌ از این، ۱۲ تیرماه ۱۳۶۰ دستگیر و به مدت پنج سال در زندان به سر برده بود.وی ۲۱ اسفند ۱۳۷۹ نیز در نشست نیرو‌های ملی مذهبی در منزل محمد بسته‌نگار، به همراه گروهی از رهبران این جریان سیاسی بازداشت شده بود

نامه مهدي خزعلي به موسوي: سكوت كني خائني

نامه مهدی خزعلی به موسوی: سکوت کنی خیانت کرده ای !
" من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا"
" مردانی از مومنان بر سر عهدی که با خدای بسته اند صادقانه ایستادند، بعضی شهید شدند و بعضی در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در پیمان استوار الهی خود ندارند"
برادر عزیز جناب آقای میر حسین موسوی دام عزه
بهشتی و مطهری، قدوسی و رجایی، اشرفی و صدوقی، منتظری و باکری، پیمان به آخر رساندند و شهد شیرین شهادت را در اجرای فرمان" فاستقم کما امرت" نوشیدند.
امروز بار دیگر صدای پای طالبان می آید، بخدای کعبه سوگند، استبداد طالبان به مراتب زیانبارتر و خطرناکتر از دیکتاتوری سلاطین است، اگر به نام دین و امام زمان( روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه)تیغ بر مردم کشند، نه تنها آزادی را کشته اند، بلکه دین و یوسف زهرا (عج) رابه مسلخ برده اند!
امروز روز منتظران است، امروز روز ابتلای عشاق است، امروز روز جانبازی مردانی است از تبار بهشتی، امروز روزدلاوری دلیرانی است از تنگستان، امروز روز یادگاران خمینی است، بپا خیز و از آرمان های بزرگ مرد تاریخ بشریت دفاع کن.
به جدت سوگند اگر بنشینی یا سکوت کنی به آرمان های امام شهیدان و ملت ایران خیانت کرده ای! و در پیشگاه امت جوابی نخواهی داشت.
ما در کنار تو آماده شهادتیم و بر عهدی که بسته ایم استوار.

Wednesday, March 3, 2010

شورای تهران تحکیم وحدت:‌ اجازه استیلای دیکتاتوری نظامی و دینی را بر این خاک گلگون نمی دهیم

شورای تهران دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای ضمن محکومیت تداوم بازداشت شمار زیادی از اساتید و دانشجویان، که برخی از آن ها ماه هاست در بند و در شرایط بلاتکلیفی به سر می برند، خواستار آزادی هر چه سریعتر اصحاب دانشگاه از زندان و بازگشت آن ها به خانه خود، دانشگاه،شد. متن کامل بیانیه به این شرح است:

انتشار فیلمی جدید از حمله سبوعانه نیروی انتظامی با همراهی و پشتیبانی نیروهای لباس شخصی به دانشجویان بیگناه و بی پناه کوی دانشگاه تهران پرده غمبار دیگری بود از جنایات متعدد و متنوع اقتدارگریان طی ۸ ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری، پرده ای غمبار از مظلومیت دانشجویان و دانشگاهیان در این دیار. دیاری که دانشگاه و دانشگاهیانش هر روز بیشتر از روز قبل طعم تلخ سرکوب و تحقیر را می چشند. این فیلم که مشخص نیست بنا بر کدام مصلحت از پرده اقتدارگریان برون افتاده در دل تاریکی شب به روشنی نشان می دهد که چگونه گارد ویژه نیروی انتظامی با حمایت نیروهای لباس شخصی بر دانشجویان یورش می برد.نیروهای نظامی آن چنان بر خوابگاه دانشجویان هجوم می برند و از فتح خود احساس سرور و شادمانی می کنند که گویا سد دشمن قسم خورده خود را شکسته اند و به قلعه اش راه یافته اند. با چنان قساوت و عداوتی بر سر و بدن دانشجویان می زنند که گاه این قساوت صدای نیروهای خودی حاضر در صحنه را هم درمی آورد. با چنان حقد وکینه ای دانشجویان مضروب را مجبور به خوابیدن بر زمین می کنند که اگر از کشته پشته ساختن برایشان دشوار است لااقل زنده ها نقش مردگان را برایشان بازی کنند تا بدین صورت عطش قساوت شان وعقده هایشان قدری تسکین یابد.صورت مسئله، همانند حملات چندین بار گذشته به کوی دانشگاه تهران، کاملا روشن و آشکار است. نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی، که امروز بر همگان مشخص است وابسته به کجا بوده و پشتیبانشان چه کسانی هستند، نه به صورت خودسرانه که مشخصا و آشکارا با دستورات صریح فرماندهی ارشد و طی برنامه ای از قبل چیده شده به دانشجویان بی پناه و بیگناه حمله می کنند. این بار نیز مانند دفعات پیش حمله به کوی دانشگاه در تقبیح ظاهری و محکومیت لفظی ریاکارانه شماری از اصحاب حاکمیت خلاصه شد. کمیته هایی جهت بررسی ماجرا و مجازات خاطیان تشکیل شد که مانند دفعات پیشین تاکنون هیچ گزارش و نتیجه ای از تحقیقات به عمل آمده اعلام نشده است. اصولا مشخص نیست تحقیقی صورت پذیرفته است یا نه.در سالیان گذشته نیز دانشجویان در جای جای ایران به طور عموم، و دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه تهران، به طور خاص، طعم چنین حملاتی را خصوصا در سال های ۷۸ و ۸۲ چشیده بودند. چرا که با وجود همه سرکوب ها همواره این دانشجویان بودند که در مقابل ظلم و استبداد قد علم کرده و خواب را از چشم اقتدارگرایان ربوده و همواره خار چشم استبداد بوده اند تنها تفاوت امروز و دیروز در این است که دیروز دانشجویان در جبهه آزادیخواهی و عدالت طلبی افراد کمتری را در کنار خود می دیدند اما امروز ملتی به پا خواسته است.دیروز بهای بالا گرفتن پیراهن خونی همکلاسی چندین ماه شکنجه بود و در نهایت دریافت حکم اعدام. اما امروز به کلاس درس حمله می برند و استاد را از کلاس بیرون می کشند و بازداشت می کنند. پس از چند ماه یکی را روی تخت بیمارستان تحویل خانواده اش می دهند و یکی را از گفتگوی نیمه زنده خبری صداوسیما روانه منزل می کنند. دیگری را از بستر بیماری کشان کشان به بازداشتگاه می کشانند و با حالی زار و نزار ماه ها بدون هیچ گونه توجیهی در محبس نگاه می دارند تا این گونه گوی سبقت نامردمی از دست یکدیگر بربایند.ماه ها چندین دانشجوی بیگناه را در زندان به بند کشیده اند و به اقسام تهمت های بی اساس متهم کرده اند و احکام رنگارنگ در محکومیت حق طلبی شان صادر کرده اند تا اگر در خاموش نمودن شعله اعتراضات مدنی مردم ناتوان می نمایند لااقل به وظیفه سرکوب خود تام و تمام و به نیکی عمل کرده باشند تا در منازعات درونی شان محکوم به کم کاری نشوند. روزی بر سر دانشجویی چادر می کشند و با شادمانی تصاویر غیرقابل باورش را منتشر می کنند، یکی را تنها به جرم این که فریاد برآورده که “تحصیل حق اوست” به تهمتی تهی به بیش از یک دهه حبس محکوم می کنند. حتی این همه را کافی نمی شمارند و برای زهر چشم گرفتن دانشجوی ۲۰ ساله را عامل “جنگ با خدا” و “فساد در زمین” برمی شمرند و به کمتر از اعدام برای او راضی نمی شوند.در همین راستا طی چند ماه، ۸ عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، که اعضای آن طی چندین سال گذشته به خوبی با طعم زندان و حبس آشنایند، به بهانه های مختلف و گوناگون بارها و بارها بازداشت شده اند. تا اقتدارگرایان بدین روش به خیال خود شعله آزادیخواهی این تشکل دانشجویی را از سرچشمه خفه کنند. غافل از آن که سرچشمه جوشان دفتر تحکیم وحدت نه شورای مرکزی که دانشجویان پرشور و آزادیخواه عضو آن است و اعضای شورای مرکزی سمبل و نماد روشن این چشمه جوشان و شعله فروزان هستند. شعله ای که در ده سال گذشته در مقابل تمام فشارها و ترفندها سربلند به حق خواهی خود ادامه داده است و پس از این نیز همین گونه خواهد بود.شورای تهران دفتر تحکیم وحدت ضمن محکومیت تداوم بازداشت شمار زیادی از اساتید و دانشجویان، که برخی از آن ها ماه هاست در بند و در شرایط بلاتکلیفی به سر می برند، خواستار آزادی هر چه سریعتر اصحاب دانشگاه از زندان و بازگشت آن ها به خانه خود، دانشگاه، است. انجمن های اسلامی عضو این شورا مصرا خواستار لغو احکام سنگین و بی پشتوانه حقوقی و قانونی صادره برای دانشجویان و اساتید طی چندین ماه گذشته، خصوصا صدور حکم ننگین اعدام برای یک دانشجوی بیگناه دانشگاه دامغان، می باشند.شورای تهران دفتر تحکیم وحدت ضمن محکومیت مجدد حمله ددمنشانه نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم و بازداشت دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه،خواستار شناسایی، معرفی به مردم و مجازات فرماندهان وآمران نیروهای حمله کننده به کوی دانشگاه بوده و تعلل بیش از این دستگاه های مسئول در این زمینه، خصوصا قوه قضاییه و کمیته پیگیری مجلس، را تنها به منزله تایید این قساوت ها و ددمنشی ها از سوی این نهادها و تلاش برای سرپوش گذاشتن چندین باره بر این گونه حرکات از سوی ایشان می داند.در نهایت نسبت به تکرار سناریوی نخ نما و مهوع اعتراف گیری و صدور احکام سنگین برای اعضای دربند شورای مرکزی هشدار داده و تاکید میکنیم که این اعمال همانگونه که تاکنون بی اثر بوده از این پس نیز کوچکترین تاثیری در اراده خلل ناپذیر و مستحکم دانشجویان آزادیخواه و آزاده این مرز و بوم برای بسط عدالت ، دموکراسی و حقوق بشر نخواهد داشت و همچنان خواب آشفته مستبدان را آشفته تر خواهیم کرد و اجازه استیلای دیکتاتوری نظامی و دینی رابر این خاک گلگون نخواهیم داد.

شورای تهران دفتر تحکیم وحدت
هشتم اسفند ماه ۱۳۸۸